دو از همه مهمتر است . مقصود از « معروف » رعايت حال زن در نفقه از لحاظ موقعيت اجتماعى او مىباشد .
امّا به رعايت وضع مادى مرد نيز ، خداوند سبحان اشاره مىكند :
لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها
آيهء هفتم سورهء طلاق اين جمله را توضيح مىدهد : « هر مالدارى از مال خود نفقه دهد ؛ و كسىكه تنگدست باشد از هرچه خدا به او داده است نفقه دهد . خدا هيچكس را مگر به آن اندازه كه به او داده است مكلّف نمىسازد » .
امام صادق عليه السّلام اصحاب زيادى داشت . بعضى اوقات در نزد آن حضرت مىماندند تا هنگام نهار فرامىرسيد . براى آنان غذا مىآورد . گاه براى آنها نان و سركه مىآورد و گاه بهترين خوراكىها . ازاينرو ، يكى از اصحاب در اينباره از امام عليه السّلام پرسيد . امام فرمود : « اگر [ خداوند در روزى ] وسعت دهد ما نيز وسعت مىدهيم و اگر تنگ گيرد ما نيز تنگ مىگيريم » .
لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ .
بايد جملهء
« لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها »
را غور و بررسى كرد ، چراكه قضات شرع زمان ما براى صدور احكام خود غالبا به اين جمله استشهاد مىكنند و آن را چنين تفسير مىكنند كه پدر نبايد از طريق كودك به مادر ضرر برساند . امّا مفسّران تقريبا همگى جملهء فوق را بر خلاف گفتهء قضات تفسير مىكنند و برطبق گفته آنها معنايش بدين ترتيب است : مادر نبايد از دادن شير به بچهاش خوددارى كند و به او ضرر برساند تا از اين طريق پدرش را تحت فشار قرار دهد . صاحب مجمع البيان گفته است :
« لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها
بدين معناست كه مادر نبايد به خاطر تحت فشار قرار دادن پدر ، از شير دادن به فرزندش خوددارى كند » . چهقدر فرق است ميان اين تفسير و استشهاد قضات به آيه بر اثبات اين موضوع كه پدر به سبب فرزند نبايد بر مادر ضرر وارد كند .
ما با توجّه به آيه و بدون آنكه به نظريات فقها و مفسّران توجّه و اعتنا كنيم ، چنين مىگوييم : بسيار اتفاق مىافتد كه ميان زن و شوهر اختلاف واقع مىشود و هركدام