تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
تضارّ : از مضارّه به معناى ضرر زدن به يكديگر و در اين‌جا مقصود شركت پدر و مادر با يكديگر در ضرر است . الفصال : قطع كردن ، زيرا قطع شير ، فرزند را از مادر و مادر از فرزندش جدا مىكند . الجناح : سختى . استرضع الرجل المرأة ولده : آن زن را دايهء فرزندش قرار داد . هر زنى كه فرزند زنى ديگر را شير دهد ، ظئر [ دايه ] ناميده مىشود .

اعراب

« عَلَى الْوارِثِ »
عطف است بر
« الْمَوْلُودِ لَهُ »
و
« عَنْ تَراضٍ »
متعلّق به محذوف و صفت براى « فصال » است .

تفسير

وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ .
مفسّران در اين موضوع اختلاف‌نظر دارند كه آيا مراد از « والدات » تنها مادرانى هستند كه طلاق داده شده‌اند ، يا مادرانى هستند كه شوهر دارند و يا هر دو ؟ بيشتر مفسّران برآنند كه لفظ « والدات » هر دو معنا را دربر مىگيرد ، چراكه به ظاهر عمل كرده‌اند و دليلى بر تخصيص وجود ندارد و ما نيز همين نظريه را برمىگزينيم ، زيرا اوّلا ، اكثريت ، آن را گفته‌اند و ثانيا ، شير دادن به مادر ، اسناد داده مىشود ، خواه اين مادر شوهردار باشد و خواه مطلّقه . هرچند لفظ
« يُرْضِعْنَ »
خبر است ، ولى به معناى امر است ؛ يعنى بايد شير دهند و اين امر براى استحباب مىباشد ، زيرا خداوند در آيهء ششم سورهء طلاق مىفرمايد :
« وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى ؛
اگر با سختى مواجه شديد ، زن ديگرى ، كودك را شير دهد » . معناى استحباب در اين‌جا آن است كه مادران در شير دادن فرزندانشان از زن‌هاى ديگر سزاوارترند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 620 | محمد جواد مغنية