تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
پدر پرداخت نفقه واجب است . درنتيجه ، معناى آيه اين مىشود كه نفقهء مادر بر خود مادر و نيز بر كودك شيرخوارش و بر ساير وارثان واجب است ، در صورتى كه آنها وجود داشته باشند . درحالىكه مىدانيم اگر مادر بتواند نفقه‌اش را تأمين كند - خواه از طريق ميراثى كه از شوهر به او رسيده و يا از راهى ديگر - بر هيچ‌كس واجب نيست كه نفقه او را بپردازد . به‌علاوه ، معنا ندارد كه گفته شود ، بر مادر واجب است كه از مال خود نفقه‌اش را بپردازد . امّا اگر وارث را به وارث فرزند تفسير كنيم ، هم با ظاهر ناسازگار است هم با واقعيّت ؛ چراكه نفقهء مادر بر وارثان فرزندش واجب نيست . البته ، شايان ذكر است كه اگر فرزند مالى داشته باشد بايد اجرت شير مادر را از اين مال پرداخت كرد ، لكن اجرت ، چيزى است و نفقه به معناى درستش چيزى ديگر . واقعيّت آن است كه آيهء موردبحث يكى از آيات مشكل قرآن است . ازاين‌رو ، مالك گفته است : اين آيه نسخ شده ، چنان‌كه ابو بكر مالكى آن را در كتاب احكام القرآن نقل كرده است . برخى از مفسّران از بحث دربارهء آن صرف‌نظر كرده‌اند و برخى تنها به نقل نظريات پرداخته‌اند ، بدون آن‌كه نظريه‌اى را از ميان آنها برگزينند . سبب مشكل بودن آيه چنان‌كه گفتيم آن است كه اگر ظاهر آيه را به حال خود بگذاريم ، معنا درست نمىشود . مقصود ما از ظاهر آن است كه « وارث » را به وارث پدر و
« مِثْلُ ذلِكَ »
را به نفقهء مادر تفسير كنيم . و اگر وارث را به وارث فرزند و
« مِثْلُ ذلِكَ »
را به اجرت شير دادن تفسير كنيم ، معنا درست مىشود ، ولى هر دو لفظ [ وارث - مثل ذلك ] را بر خلاف ظاهر معنا كرديم . امّا چاره‌اى جز مخالفت با ظاهر و تأويل آن نيست . و هيچ دور نيست ، احاديثى كه در مورد شير دادن و اجرت آن وارد شده است دليل بر درستى اين تأويل باشد .
فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما .
« فصال » به معناى قطع كردن است . تناسب كاربرد واژهء « فصال » [ جدايى ] در اين‌جا اين است كه مادر از كودك