الخصام : جمع خصم ( دشمن ) نظير ضخام جمع ضخم .
تولّى : پشت كرد و منصرف شد . و يا حكومت و سلطنت را بهدست گرفت .
الحرث : زراعت .
النّسل : آنچه از حيوان متولّد مىشود .
المهاد : بستر .
اعراب
« لِيُفْسِدَ »
منصوب به « أن » كه در تقدير است .
« فَحَسْبُهُ »
( كافى است او را ) مبتدا و
« جَهَنَّمُ »
خبر است .
تفسير
برخى از مفسّران جديد ، از ديدگاه هنرى ، صفحههايى را با سخنانى زيبا در مورد تفسير آيات فوق پر كردهاند ، لكن چيزى را براين مطلب كه مردم بر دو دستهاند : پاك و ناپاك ، نيفزودهاند . بديهى است كه اين تقسيمبندى براى همگان روشن است و حتّى نياز به بيان ندارد چهرسد به شرح و تفسير .
سؤال : اگر تقسيمبندى مردم براى همگان روشن است ، بيان آن ، تحصيل حاصل و توضيح واضح خواهد بود ، با اينكه سخن خدا از چنين چيزى به دور است ؟
پاسخ : ممكن است ، هدف از اين تقسيمبندى آن باشد كه به خردمندان توجّه دهد كه نبايد فريب ظواهر را بخورند و به كسىكه در فنّ سخنورى مهارت دارد اعتماد كنند ، چراكه تبهكاران جيرهخوار در اين فن و نيز در رياكارى استادند . بنابراين ، ما نبايد به كسى اعتماد كنيم ، مگر اينكه وى را بيازماييم و راستگويى و پاكى او بر ما ثابت شود .
اين ، يك اصل كلى است كه احكام دينى و دنيوى زيادى را مىتوان از آن استنباط كرد ؛ نظير انتخاب حاكم ، نماينده ، قاضى ، مفتى و هركسىكه يكى از مسئوليتهاى