عمومى را به عهده مىگيرد . بسيار شگفتآور است كه از نامزد پستهاى كليدى كه سرنوشت كشور و زندگى مردم بدان بستگى دارد ، تنها مدرك تحصيلى مىخواهند و از امانتدارى و شايستگى اخلاقى او هرگز نمىپرسند . با اينكه شايستگى اخلاقى در رأس همهء امور است ، زيرا بسيارى از افرادى كه داراى مدارك تحصيلى هستند ، اين مدارك را وسيلهاى براى خيانت و دزدى قرار مىدهند .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ .
يعنى افرادى هستند كه اظهار محبّت و نيكى مىكنند ، درحالىكه دشمنترين مردم نسبت به خير و نيكى و طرفداران آن مىباشند .
وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها .
مفسّران اختلافنظر دارند كه آيا مراد از
« تَوَلَّى »
انصراف و اعراض است و در اين صورت ، معناى آن بدين ترتيب است :
كسىكه ادّعاى اصلاح دارد ، وقتى از مخاطب خود ، منصرف و دور شود سعى مىكند كه در زمين فساد ايجاد كند و يا اينكه مراد از
« تَوَلَّى »
ولايت و سلطنت است كه در اين صورت ، معنايش اين مىشود : هرگاه والى و حاكم شود ، همان اعمال حاكمان جنايتكار را انجام مىدهد ، يعنى كشتزارها و نسل انسان و حيوان را نابود مىسازد .
صاحب تفسير المنار از استادش شيخ محمّد عبده نقل كرده است كه او معناى دوم را ترجيح مىداده است ، به قرينهء اين آيه :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ » ،
چراكه حاكم بيدادگر و خودخواه ، برايش دشوار است كه مصلحتى را بپذيرد و يا از مفسدهاى پرهيز كند ، زيرا او به سبب مقامى كه بهدست آورده است ، خود را از مردم برتر و خردمندتر مىداند و حتّى خود را بالاتر از حق و صاحبان حق مىداند .
بنابراين ، چهكسى را ياراى آن است كه به وى بگويد : از خدا بترس .
وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ .
« الْحَرْثَ »
به معناى كشتزار و
« النَّسْلَ »
عبارت از چيزى است كه از حيوان زاده مىشود . مراد از اين دو واژه ، تمام منافع اقتصادى است ؛ نظير كشاورزى ، صنعت ، دامدارى و مواد اوّليه و چيزهايى از اين قبيل كه به زندگى و