آيات زير بر معناى فوق الذكر دلالت دارند :
« النَّفْسَ بِالنَّفْسِ » .
« 1 »
« فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ » .
« 2 »
« وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » .
« 3 »
« فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ » .
« 4 »
الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى .
معناى اين جمله روشن است و نياز به شرح و تفسير ندارد و آن اينكه بايد در قصاص ، برابرى ميان قاتل و مقتول از لحاظ آزاد بودن ، برده بودن و زن بودن ، مراعات شود .
سؤال : از سياق آيه چنين استفاده مىشود كه اگر آزاد ، بردهاى را بكشد و يا مرد ، زنى را بكشد نبايد خودش كشته شود . آيا اين نظريّه مورد اجماع فقهاست ؟
پاسخ : آيه تنها سه صورت را بيان كرده است : آزاد ، آزاد ديگر را بكشد ، برده ، بردهاى را و زن ، زنى را . و چهار صورت ديگر را متذكر نشده است و آنها عبارتند از اينكه :
آزاد ، بردهاى را بكشد ، برده ، آزادى را بكشد ، مرد ، زنى را بكشد و زن ، مردى را بكشد .
نص صريح آيه دلالت دارد كه قصاص در سه صورت نخست تشريع شده است و تمام فقها نسبت به آن وحدتنظر دارند ، چراكه با صريح قرآن هيچكس نمىتواند مخالفت كند .
امّا آيه ، چه از لحاظ منطوق و چه از لحاظ مفهوم ، قصاص را دربارهء ديگر صورتها نه نفى مىكند و نه اثبات . بنابراين ، بايد به دليل ديگرى از قبيل سنّت و اجماع مراجعه كنيم .
در اينباره ، فقها اختلافنظر دارند . مالك و شافعى و ابن حنبل گفتهاند : آزاد به خاطر برده كشته نمىشود . ابو حنيفه گفته است : آزاد به سبب كشتن بردهء كسى ديگر ،
هامش
شخصى كودكى را به قصد تربيت كردن كتك مىزند و او مىميرد . در اينجا ، زدن هدف قاتل بوده ، نه مردن . در قتل خطايى و شبه عمد ديه واجب است و به هيچوجه قصاص جايز نيست .
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 45 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 33 .
( 3 ) . شورى ( 42 ) آيهء 40 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 194 .