نيكوكار از ديدگاه قرآن
آيهاى كه پيشتر ذكر شد ، پنج امر را بيان كرد : اصول عقيده ، تكاليف مالى ، عبادت ، وفاى به عهد و شكيبايى در مشكلات . دو امر اخير از شئون اخلاقى به شمار مىروند .
بديهى است كه عبادت نظير نماز و روزه از آثار و نشانههاى ايمان به خداست و هرگز از آن جدا نمىشود ؛ زيرا اگر كسى خدا را قبول نداشته باشد ، او را عبادت نيز نخواهد كرد ؛ امّا بخشش مال ، وفاى به عهد و شكيبايى در سختىها ، امورى هستند كه هم از مؤمن صادر مىشوند و هم از كافر ؛ براى نمونه ، بسيارى از مؤمنان به خدا چيزى را مىگويند ، امّا بدان عمل نمىكنند و از انفاق كم هم حتّى نسبت به خودشان بخل مىورزند [ و مال خود را خرج نمىكنند ] و در برابر هر حادثه و گرفتارىاى خود را مىبازند ؛ ولى گاهى در ميان كافران فردى ديده مىشود كه در راه عدالت و انسانيت چيزهاى ارزشمندى را فدا مىكند و در برابر مشكلات پايدارى مىنمايد و درست كردار و راست گفتار است . بنابراين ، نه ميان ايمان و اخلاق پسنديده ملازمت است و نه ميان كفر و اخلاق نكوهيده ؛ امّا درواقع ايمان بدون تقوا وجود ندارد .
ولى آيهء
« لَيْسَ الْبِرَّ . . . »
ايمان و اخلاق پسنديده را بهسان يك كل تفكيكناپذير به شمار آورده و بهسان [ عنصر ] واحدى دانسته كه از نيكى جدا نمىگردد . بنابراين ، نه ايمان به خدا به تنهايى مىتواند انسان را از جملهء پاكان قرار دهد و نه اخلاق بدون ايمان ، بلكه بر يك انسان نيكوكار لازم است كه هم ايمان به خدا داشته باشد ، هم از اخلاق نيكو برخوردار باشد و هم خدا را عبادت كند . برايناساس ، از ديدگاه قرآن ، يك انسان نيكوكار كسى است كه مؤمن ، متعبّد ، وفادار ، كريم و شكيبا باشد .