وفاى به عهد ملزم سازد . امّا وفاى به وعده شرعا واجب نيست ، بلكه از ديدگاه فقها مستحب است .
از جمله اخلاق پسنديدهاى كه از اركان برّ ( نيكى ) به شمار مىرود ، صبر بر مشكلاتى است كه خداوند در ضمن سخن خود بدان اشاره كرده است :
وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ .
« الْبَأْساءِ »
يعنى تنگدستى .
« الضَّرَّاءِ »
به معناى بيمارى و امثال آن و
« حِينَ الْبَأْسِ »
به معناى شدّت جنگ است . مقصود از صبر و شكيبايى در تنگدستى و بيمارى ، آن نيست كه انسان به آن دو خشنود باشد ، هرگز چنين نيست ؛ زيرا اسلام بر هر مسلمان واجب كرده كه در حدّ توان خود براى رهايى از تنگدستى ، بيمارى ، بىسوادى و هرچيزى كه مانع پيشرفت در زندگى مىشود تلاش كند . مقصود از شكيبايى آن است كه انسان خود را در برابر مشكلات نبازد ، بلكه خود را نگه دارد و كنترل كند و براى رهايى از حوادثى كه موجب اندوه و رنج او شده است ، شيوهء صبر و پايدارى را در پيش گيرد . برخى از مفسّران گفتهاند : اينكه خداوند تنها سخن از شكيبايى در برابر سه مشكل فوق به ميان آورده ، علىرغم اينكه شكيبايى در تمام حالات پسنديده است ، بدان جهت مىباشد كه اين سه مشكل از همهء مشكلات ديگر سختترند و اگر كسى در برابر مشكلات مزبور شكيبايى كند ، در برابر مشكلات ديگر شكيباتر خواهد بود .
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ .
« أُولئِكَ »
اشاره است به تمام كسانى كه اين خصلتها يعنى اصول عقيده ، بخشش مال ، عبادت خدا و اخلاق پسنديده را دارا هستند . اينان در ايمان خود راستگو هستند و با اعمال خود ، از خشم و عذاب خدا پرهيز مىكنند . امّا كسانى كه تنها به زبانشان مىگويند ايمان آورديم ، نه از چيزهايى كه دوست دارند انفاق مىكنند ، نه به پيمانهاى خود وفا دارند و نه در مشكلات و گرفتارىها شكيبايى در پيش مىگيرند ، اين گروه از نيكى و نيكوكاران بسيار دور خواهند بود .