مردار ناچار مىشود . دليل اين حرمت آن است كه گدايى موجب ذلّت و تحقير انسان مىشود و تحقير حرام است ، خواه از جانب كسى ديگر باشد و يا از جانب خود انسان . در حديث است كه « دادن صدقه به ثروتمند و نيز به كسىكه نيرومند و سالم است حرام مىباشد » . مراد از نيرومند و سالم كسى است كه توان كار كردن را داشته باشد .
6 . فى الرّقاب ؛ يعنى بندگان را بخرند و آزادشان كنند . البته ، اين گروه در عصر حاضر و پس از آنكه بردگى از بين رفت وجود ندارد .
شايان ذكر است كه خداوند اين گروههاى ششگانه را به عنوان نمونه بيان كرده ، نه از باب حصر ، چراكه موارد زيادى وجود دارند كه خوب است انسان در اين موارد نيز مال خود را ببخشد ، نظير : تأسيس مدارس ، ساختن مسكن براى يتيمان ، درمانگاهها ، دفاع از دين و وطن و ساير خدمات و پروژههاى عمومى .
اگر حفظ نفس محترم به بذل مال بستگى داشته باشد ، بر كسىكه توانايى دارد اين بذل واجب است ، چراكه حفظ نفس واجب است و مقدّمهء واجب ، واجب مىباشد .
خداوند به بعد عبادى برّ ( نيكى ) چنين اشاره مىكند :
وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ .
نماز ، تزكيه نفس ، روزه ، تزكيهء بدن و زكات ، تزكيهء مال است .
همچنين به ركن اخلاقى چنين اشاره كرده است :
وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا
عهدى كه وفاى به آن واجب مىباشد بر دو قسم است : اوّل ، عهدى كه ميان بنده و خدايش است ؛ نظير قسم ، نذر و عهد كه شرايط آن در كتابهاى فقهى ذكر شده است و ما اين موضوع را در جزء پنجم كتاب فقه الإمام جعفر الصادق عليه السّلام به تفصيل بيان كردهايم .
نوع دوم از عهدى كه وفاى به آن واجب است معاملاتى است كه در ميان مردم انجام مىشود ؛ از قبيل بيع ، اجاره ، دين و امثال آن . مؤمن نيكوكار به تمام تعهّدات خود وفا مىكند ، حتّى اگر دليل و سندى هم وجود نداشته باشد كه وى را به اداى حق و