تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩

جذب و دفع متقابل ميان حق و باطل

صاحب المنار در تفسير خود از شيخ محمّد عبده نقل مىكند كه وى در تفسير اين آيه گفته است : « در ميان مسلمانان كسانى هستند كه آنچه را از سوى خدا نازل شده با تحريف و تأويل پنهان مىكنند ، چنان‌كه يهود صفات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را پنهان كردند . اين مسلمانان ، دو جاذبه را كه متضاد يكديگرند احساس مىكنند : جاذبهء حق كه آن را شناخته‌اند و جاذبهء باطل كه آن را دوست دارند . جاذبهء حق ، آنان‌را به هيجان و حركت وامىدارد و جاذبهء باطل براى آنها خودخواهى و نفرت مىآورد . آنچه را شناخته‌اند بر عقل‌هايشان و آنچه را دوست دارند بر دل‌هايشان غلبه دارد . از اين جهت ، آنان بر تحريف‌هايى كه انجام داده‌اند ثابت‌قدم مانده‌اند و به سوى جنگ آشكار با عقل و وجدان رفته‌اند . آنان وقتى دربارهء خطر آينده مىانديشند ، لذت‌هاى حاضر در كامشان تلخ مىشود و هنگامى كه شيرينى حاضر را مىچشند ، آن را بر آينده ترجيح مىدهند . آيا چنين احساسى كه حق را تنها گذارد و باطل را يارى كند ، آتشى نيست كه در درون انسان شعله‌ور مىشود ؟ آيا آنچه را كه آنان از فروش حق به‌دست مىآورند و مىخورند ، به‌سان آن گياه بدبويى نيست كه نه خورنده را فربه مىكند و نه گرسنگى را بر طرف مىكند ؟ » آنچه گفته شد ، نسبت به افرادى درست است كه در هنگام ارتكاب گناه احساس مىكنند كه وجدانشان آنها را ، هرچند به مقدارى اندك ، ملامت و سرزنش مىكند ، ولى برخى از افراد آن‌قدر با باطل انس گرفته و بدان عادت كرده‌اند كه گويى گرايش به باطل ، طبيعت دوم آنان شده است . اينان از ژرفاى وجود خود با هرچيزى كه بوى حق و انسانيت داشته باشد احساس دشمنى مىكنند . هم‌اكنون كه من اين سخنان را مىنويسم ، ماه ژوئن سال 1967 است . در اين ماه شوم اسرائيلىها با كمك انگليس و آمريكا بر بعضى از مناطق عربى پيروز شده ، ساكنان اين مناطق را از خانه‌هاى خود