تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
ابن السبيل : مسافرى است كه سفر او معصيت نباشد و مال خود را از دست بدهد و نتواند به سوى خانواده و وطن خود برگردد . البأساء : تهىدستى و فقر .

اعراب

« الْبِرَّ »
منصوب و خبر مقدّم است براى
« لَيْسَ » .
« أَنْ »
باصله‌اش اسم
« لَيْسَ »
و نيز جايز است كه برعكس باشد ، يعنى
« الْبِرَّ »
مرفوع و اسم
« لَيْسَ »
و صلهء
« أَنْ »
منصوب و خبر آن باشد . كلمهء
« الْبِرَّ »
دوم ، اسم
« لكِنَّ »
و خبر آن محذوف است و در تقدير : ( و لكنّ البرّ برّ من آمن باللّه ) مىباشد ، چراكه اسم ذات ، خبر اسم معنا واقع نمىشود .
« آتَى »
به معناى « أعطى » و
« الْمالَ »
مفعول دوم و مقدّم ، و
« ذَوِي الْقُرْبى »
مفعول اوّل و مؤخّر براى
« آتَى »
است .
« عَلى حُبِّهِ »
متعلّق به محذوف و حال از ضمير
« آتَى » .
« الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ »
خبر مبتداى محذوف و در تقدير : « هم الموفون » است و يا عطف است بر
« مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ » .
« الصَّابِرِينَ »
مفعول براى فعل محذوف و در تقدير : « أعنى الصابرين » است ، چنان‌كه در مجمع البيان و ديگر تفاسير آمده است . و
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا .
« أُولئِكَ »
مبتدا و خبر آن
« الَّذِينَ »
است .

تفسير

خداوند در اين آيه ، امورى را بيان كرده و آنها را به عنوان اركان تقوا ، نيكى و راستى در ايمان به شمار آورده است . برخى از اين امور به عقيده مربوط مىشوند ، برخى به بخشش مال ، برخى به عبادت و برخى به اخلاق . امّا پيش از اشاره به هريك از آنها ، با اين سخن ، زمينه ذكرشان را فراهم كرده است :
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ .
اين خطاب همگانى است كه تمام مردم را دربرمىگيرد ، هرچند سبب نزول خاص باشد ، ولى ميزان ، عموم لفظ
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 482 | محمد جواد مغنية