بيرون كرده بيش از دويست و پنجاه هزار نفر را آواره كردهاند و هزاران زن و مرد و كودك را با بمبهاى ناپالم سوزاندهاند . افراد زيادى ، اين جنايتها را به اسرائيل تبريك گفته و براى آن شادمانى نمودهاند و نيز اظهار اميدوارى كردهاند كه اسرائيل به اين جنايات و تجاوز خود ادامه دهد . اين افراد كسانى هستند كه هوسها بر عقل و وجدان آنان غلبه كرده ، تا آنجا كه اثرى از اين دو در آنها باقى نمانده و كاملا بهسان چهارپايان گشتهاند . خداوند آنها را چنين توصيف كرده است : آنان قومى هستند كه نه عقل دارند و نه مىفهمند . آنان همانند چهارپايان ، بلكه گمراهتر از آنهايند .
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ .
« ذلِكَ »
اشاره است به عذابى كه بر پنهانكنندگان حق فرود خواهد آمد و اين سخن خدا
« بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ »
سبب عذاب را بيان مىكند و آن اينكه آنان جرئت مخالفت با حقّى را كه در كتاب خدا آمده ، است به خود دادهاند .
وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ .
مفسّران در اينكه مراد از
« الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ »
كيست ، اختلافنظر دارند . بسيارى از آنان - چنانكه در مجمع البيان آمده است - بر اين عقيدهاند كه مراد از آنان ، كافران هستند . سبب اختلاف كافران اين است كه برخى از آنان گفتهاند : قرآن جادوست . برخى گفتهاند : قرآن رجز است . و ديگران گفتهاند : قرآن افسانهء پيشينيان است . برخى از مفسّران گفتهاند : مراد از
« الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ »
مسلمانان است ، زيرا آنان پس از آنكه اتفاق كردند كه قرآن از سوى خداست ، در تفسير و تأويل آن گرفتار اختلاف شدند و به چندين گروه تقسيم گرديدند . در صورتى كه بر آنان لازم است حال كه قرآن آنان يكى است ، سخن ايشان نيز يكى باشد .
ممكن است مراد كافران باشد ، ليكن نه به اين دليل كه برخى از آنان گفتهاند : قرآن جادوست و ديگرى گفته است : قرآن رجز مىباشد ، بلكه به اين دليل كه تنها عامل اختلاف و چنددستگى ، كافران است و آنان هيچگاه بر سر حق با پيروان قرآن اتحاد نمىكنند .