تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
نمىباشد ، بدان جهت است كه خدا مىخواهد اشاره كند كه آنان جز پركردن شكم‌هايشان انديشهء ديگرى ندارند .
وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ .
اين آيه كنايه از اين است كه خدا در روز قيامت از كسانى كه حق را پنهان مىدارند ، اعراض و بر آنان خشم مىكند .
وَ لا يُزَكِّيهِمْ ؛
يعنى آنها را به وسيلهء آمرزش ، از گناهان پاك نمىكند .
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى .
ضلالت ، يعنى پيروى از هوس‌ها و هدايت يعنى پيروى از كتاب خدا . خريدن گمراهى به وسيلهء هدايت ، بدين معناست كه باطل را برحق و هواى نفس را بر هدايت ترجيح مىدهند .
فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ .
اين جمله به معناى خبر دادن از صبر آنان در آتش نيست و نيز براى اظهار شگفتى از صبر آنان در آتش نمىباشد ، زيرا منشأ شگفتى ، ندانستن سبب است و اين در حق خدا محال است . هدف از جملهء مزبور ، آن است كه جرئت و اقدام كردن آنان‌را برضد خدا ، از طريق ترك احكام و حدود او ؛ و نيز سرنوشت آنان را كه تحمّل آن امكان‌پذير نيست به تصوير كشد . رازى گفته است : « وقتى آنان كارى مىكنند كه باعث گرفتار شدنشان در آتش مىشود ، گويى به عذاب او راضى شده‌اند و بر آن صبر مىكنند . بنابراين ، آيهء مزبور به‌سان اين جمله است كه شما به كسىكه موجبات خشم سلطان را فراهم آورده است مىگوييد : چه چيزى تو را بر زنجير و زندان شكيبا گردانيد ؟ سؤال : آنچه گفتيد ، حال كسانى بود كه حق را مىشناسند و آن را پنهان مىكنند . حال كسىكه نسبت به آنچه از سوى خدا نازل شده ابدا شناخت ندارد و در عين‌حال ، مىگويد : اين حلال است و آن حرام و دليلى جز وهم و خيال ندارد ، چگونه است ؟ پاسخ : حال چنين شخصى به مراتب بدتر از حال كسى است كه حق را مىشناسد و آن را پنهان مىكند ، زيرا وى خود را به جاى خدا و منبع قانونگذارى و حلال و حرام قرار داده است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 478 | محمد جواد مغنية