چنانكه آتش بدن را مىسوزاند . آرى ، پيروى از هواهاى نفسانى و كوتاهى در انجام وظيفه موجب چنين حسرتهايى مىشود .
ظاهر آيه نشاندهندهء آن است كه اين آيه به كفّار اختصاص دارد ، ولى سببى كه موجب صدور حكم شده است ، تمام كسانى را كه از ستمپيشگان و تبهكاران پيروى مىكنند و آنها را يارى مىرسانند دربرمىگيرد . اين آيه تمام كسانى را شامل مىشود كه دين خود را از نادانان و ستمكاران مىگيرند و همچنين كسانى كه اعتقاد دارند غير از خدا افراد ديگرى نيز مىتوانند سود يا زيان برسانند ، حتّى اگر اين افراد كلمهء توحيد را بر زبان جارى كنند و نماز هم بخوانند و زكات هم بدهند . البته ، جاهلى كه قاصر است و توان شناخت حقيقت و درك آنچه را كه عقول سالم درك مىكنند ندارد ، مستثناست .
تقليد و پيشوايان چهارگانه
در تفسير المنار به نقل از شيخ محمّد عبده آمده است كه پيشوايان چهارگانه :
ابو حنيفه ، مالك ، شافعى و ابن حنبل ، از اينكه مردم از آنان تقليد كنند نهى كردهاند .
آنان به ترك تقليد از خود ، به خاطر قرآن و سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دستور دادهاند .
صاحب المنار ، پس از نقل سخن هريك از اين چهار پيشوا گفته است : لكن كرخى - يكى از فقهاى حنفى - آشكارا گفته است : اصل ، نظريهء ابو حنيفه است . بنابراين ، اگر كتاب و سنّت با نظريهء او موافق باشد كه مقصود همان است و اگر موافق نباشد ، بايد نصوص قرآن و سنّت را برطبق نظريهء ابو حنيفه تأويل كرد .
معناى سخن فوق آن است كه نظريهء ابو حنيفه حاكم و مقدّم بر قرآن و سنّت است و آن دو ، محكومند . اين سخن ، عين كفر است و كدامين كفر بالاتر از اينكه گفته شود :
سخن خدا و پيامبر را بايد به خاطر سخن ابو حنيفه و اصحابش رها كرد . چه فرق است ميان اين سخن و سخن كسىكه خداوند بدان اشاره كرده است :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما