تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
هوس آن را بكند و انسان از آن لذت ببرد . البته ، مشروط به اين‌كه از آن نهى نشده نباشد . سوء : هرچيزى كه پايانش بد باشد . فحشاء : از فحش گرفته شده و آن به معناى زشتى منظر است و آن‌گاه به معناى هر سخن و كارى كه زشت باشد به كار رفته است .

اعراب

« حَلالًا »
حال از موصول مجرور به « من » است و آن
« مِمَّا فِي الْأَرْضِ »
مىباشد .
« طَيِّباً »
صفت است براى
« حَلالًا » .
« أَلْفَيْنا »
در اين‌جا به دو مفعول متعدّى نشده است ؛ زيرا به معناى « وجدنا » مىباشد .

تفسير

يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً .
اين خطاب ، تمام مردم را دربرمىگيرد ، چه آنان‌كه برخى از خوراكىها را بر خود حرام كرده‌اند و چه آنان‌كه حرام نكرده‌اند و نيز هم مؤمنان و هم كافران را ؛ چراكه كافر تنها از نعمت‌هاى آخرت محروم است نه از متاع دنيا . در حديث قدسى آمده است : « من مىآفرينم و ديگرى پرستش مىشود . من روزى مىدهم و ديگرى سپاسگزارى مىشود » . از آن‌جا كه برخى از خوراكىها حلال و برخى حرامند ، خداوند تنها نوع اوّل را مباح كرده است و هرچيزى كه شريعت آشكارا از آن نهى نكرده باشد حلال است . در حديث آمده است : « خدا در مورد چيزهايى سكوت اختيار كرده است . اين سكوت او به سبب فراموشى نبوده است . بنابراين ، خود را دربارهء آنها به زحمت نيندازيد كه رحمتى است از سوى پروردگار براى شما » . البته ، گاهى حرمت بر چيزى كه در اصل حلال است ، عارض مىشود ؛ نظير مالى كه از طريق ربا ، غش ، رشوه و دزدى به‌دست مىآيد .