برخى گفتهاند : دوست داشتن خدا به معناى دوست داشتن كمال است ، زيرا او كمال مطلق است . برخى گفتهاند : مراد از حبّ خدا ، شناخت عظمت ، قدرت و حكمت او مىباشد . برخى گفتهاند : مراد ، ايمان به اين موضوع است كه خدا پديد آورنده و بار ديگر زندهكننده است و نيز هرچيزى در دست قدرت او مىباشد ؛ ولى ما براساس همان شيوهاى كه داريم ؛ يعنى هميشه معناى روشن ، مناسب و نزديك به فهم را انتخاب مىكنيم ، مىگوييم : كسىكه خدا را دوست مىدارد ، همان كسى است كه با هواىنفس خود به مخالفت برمىخيزد و امر مولايش را اطاعت مىكند ، چنانكه امام صادق عليه السّلام در تعريف كسىكه دين از او اخذ مىشود ، فرموده است .
به بيان ديگر : معناى دوست داشتن خدا اين است كه تو به خاطر آنچه خدا مىخواهد از آنچه كه خود مىخواهى دست بردارى ، چنانكه محبت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز به معناى پيروى كردن از سنّت اوست ؛ امّا معناى حبّ خدا نسبت به بندهاش آن است كه به وى پاداش بزرگ عطا مىكند . در حديث نبوى آمده است :
« سأعطى الراية غدا إلى رجل - و هو عليّ ابن أبي طالب - يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله ؛
فردا پرچم را به مردى - منظور على ابن ابى طالب است - خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسول نيز او را دوست مىدارند » ؛ يعنى على عليه السّلام خدا را اطاعت مىكند و خدا به او پاداش مىدهد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز او را گرامى و بر ديگران مقدّم مىدارد .
وانگهى هركس كه طاعت مخلوق را بر طاعت خالق ترجيح دهد ، خواسته و يا ناخواسته ، همتايانى براى خدا قرار داده است .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ؛
آنانكه ايمان آوردهاند خدا را بيشتر دوست دارند ؛ زيرا هيچكس را در اطاعت و اعتماد و توكل بر او ، شريكش نمىكنند . امّا كافران به خدايان متعدّد اعتماد مىكنند و آنانرا در اطاعت و نيز در طلب خير و دفع شر با خدا شريك مىسازند .