جزء دارد كه بىتوجّهى نسبت به هريك ، درواقع بىتوجّهى نسبت به خود انسان است .
اسلام ، رهبانيت و ستم كردن بر خود را حرام كرده ، چنانكه كارهاى زشت ، زيادهروى در برآوردن تمايلات نفسانى و آسايشطلبى به وسيلهء مال ديگران را حرام نموده است . امّا بهرهگيرى از زيبايىها و متاعهاى زندگى نظير خوراك و پوشاك حلال و چيزهاى ديگر از اين قبيل را حلال دانسته است . كسىكه آيات قرآنى را بررسى كند ، درمىيابد كه تمام آنچه در دنيا وجود دارد ، براى زندگى توأم با آسايش و خشنودى همهء مردم آفريده شده است و نيز بىتوجّهى به نعمتهاى دنيا ، بىتوجّهى به دين است . همچنين ، درمىيابد كه حرص و آز نسبت به احتكار متاعهاى دنيوى و محروم كردن ديگران از آن ، فساد در زمين و خطرى براى تمام افراد جامعه مىباشد . بهترين روزى از ديدگاه اسلام ، آن است كه با رنج دست و عرق پيشانى بهدست آيد .
انس مىگويد : در سفرى همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بوديم . برخى از همراهان روزه داشتند و برخى نداشتند . يكى از روزها كه به شدّت گرم بود ، در منزلى فرود آمديم .
روزهداران [ از فرط خستگى ] از پاى افتادند و آنانكه روزه نداشتند به خدمت آنها پرداختند . در اين ميان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : امروز ، آنانكه روزه نداشتند تمام پاداش را از آن خود كردند .
آرى ، عدالت و حدّ ميانهاى كه اسلام بر آن استوار است و مردم را به سوى آن فرامىخواند همين است ؛ يعنى به اندازهاى بايد خدا را عبادت كنى كه مانع كار و تلاش نشود و به اندازهاى به كارهاى دنيوى بپردازى كه تو را از خدا و عبادت او بازندارد .
لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً .
معناى يكايك واژهها و نيز معناى جمله بهطور كلّى روشن است ، لكن اشكال و ابهام در مشخص