فلانى در اخلاق خود معتدل است » . عدل و خير قريب المعنى مىباشند . مراد از وسط در اينجا آن است كه خداوند ، دين مسلمانان را هم از لحاظ عقيده و هم از لحاظ اخلاق معتدل قرار داد ، امّا از لحاظ عقيده بدان جهت كه شرك و الحاد در عقيدهء آنها وجود ندارد ، بلكه عقيدهء آنان توحيد است .
و امّا از لحاظ اخلاق ، بدان سبب كه آنان به ماديّت تنها و يا به معنويت تنها توجّه ندارند ، بلكه به هر دو جنبه بهطور متعادل و برابر توجّه دارند .
عقب انسان : در لغت به معناى نسل اوست و نيز به معناى پاشنهء پا به كار مىرود و در اينجا بهطور استعارى بر كسى اطلاق شده است كه به خدا و پيامبرش كفر مىورزد ؛ زيرا كسىكه به دنبالهء خود برمىگردد ، پيش رويش را رها مىسازد و بدان پشت مىكند و از آنجا كه شخص بىايمان به منزلهء كسى است كه به عقب خود بازگشته ، خداوند او را با اين صفت ، وصف كرده است .
اعراب
« كَذلِكَ »
كاف به معناى « مثل » و محلّ آن نصب است ؛ زيرا صفت براى مصدرى [ مفعول مطلقى ] مىباشد كه از
« جَعَلْنَا »
بهدست مىآيد و حذف شده و در تقدير :
« جعلناكم جعلا مثل ذلك » است . « ذلك » اشاره به هدايت است و در هنگامى كه به تفسير آيه بپردازيم ، در اينباره توضيح بيشترى خواهيم داد .
« جَعَلْنَا »
نياز به دو مفعول دارد . مفعول اوّل در اينجا
« الْقِبْلَةَ »
مىباشد و مفعول دوم كه « الجهة » بوده حذف شده است .
« الَّتِي »
صفت براى « الجهة » و در تقدير : « و ما جعلنا القبلة الجهة التى كنت عليها إلّا لنعلم » مىباشد . و
« إِنْ كانَتْ »
( إن ) مخفّفهء از مثقّله است و عمل نمىكند .
صاحب مغنى دربارهء آن گفته است : بيشتر اوقات مهمل است و بسيار اندك عمل مىكند . « كبيرة » خبر « كان » مىباشد و « لام » بر « كبيرة » داخل شده است تا
« إِنْ »
مخفّفهء مهمله با
« إِنْ »
نافيه اشتباه نشود .