زياد به كار رفته است .
ثاب : به معناى « رجع » ( بازگشت ) .
مثابة : اسم مكان است براى محلّ بازگشت و « تاء » در « مثابة » براى مبالغه است ، نه براى تأنيث .
طواف : دور زدن .
عكوف و اعتكاف : اقامت كردن و ملازم بودن با يكچيز .
اعراب
« رَبِّ »
مناداى مضاف به سوى « ياى » متكلّم و به معناى « يا ربى » است . حرف ندا و « ياء » به سبب تخفيف و روشن بودن معنا ، حذف و « باء » كسره داده شده است ، تا بر « ياى » متكلّم محذوف دلالت كند .
« مِنَ »
در سخن خداى تعالى :
« مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ »
بدل بعض از كل ، يعنى بدل از
« أَهْلَهُ »
است .
« مِنَ »
در سخن خداوند :
« وَ مَنْ كَفَرَ »
ممكن است محلّ آن نصب باشد ، بنابراين كه مفعول براى فعل محذوف است و تقدير آن : « قال اللّه و أرزق أيضا من كفر » مىباشد .
« فَأُمَتِّعُهُ »
عطف است بر فعل محذوف و نيز ممكن است
« مِنَ »
مرفوع و مبتدا و جملهء
« فَأُمَتِّعُهُ »
خبر آن باشد و در اينجا داخل شدن « فاء » بر خبر جايز است ؛ زيرا اسم موصول [ يعنى من ] به اسم شرط شباهت دارد .
تفسير
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً .
« وَ إِذْ جَعَلْنَا »
عطف است براين سخن خدا :
« وَ إِذِ ابْتَلى » .
معناى اين آيه آن است كه خداوند سبحان ، خانهاش را آرمانگاه مردم قرار داده است . دستههايى از مردم به سوى آن روى مىآورند تا اعمال حج را به جاى آورند و پس از آن به سوى شهرهاى خود پراكنده مىشوند . آنگاه دستههاى ديگرى