تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
است . چگونگى استدلال ، بدين ترتيب است : خداوند آشكارا گفته است كه ستمكار به مقام امامت نمىرسد و ستمكار كسى است كه در زندگى خود مرتكب معصيت - از هرنوع كه باشد - شود . حتّى اگر بعد هم توبه كند ، بازهم عنوان ستمكار بر او صدق مىكند ، زيرا اين نام ، هرچند براى يك لحظه ، بر او صدق كرده است و كسىكه چنين باشد ، هرگز امام نخواهد بود . حوادث و شرايط روزگار چنين خواسته بود كه غير از على عليه السّلام ، ديگران [ البتّه به استثناى پيامبر ] در دامان شرك ، پليدى و بت‌پرستى تربيت شوند و تا بناگوش در آلودگىهاى جاهليت فروروند و به وحدانيت خدا زبان نگشايند ، مگر پس از آن‌كه معصيت كرده و بت‌ها از آنها و از سجده‌هايشان سير گرديدند . امّا خدا خواست كه على بن ابى طالب در دامان نبوت و طهارت تربيت شود و محمّد صلّى اللّه عليه و إله او را ، درحالىكه كودك بود برطبق ارادهء خداوند پرورش دهد و او بت‌ها را از روى تخت‌هايش پايين آورد و در زير قدم‌هاى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله بيندازد . در اين‌جا پرسشى را مطرح مىكنيم تا هر خردمند باانصافى ، با الهام‌گرفتن از خرد و وجدان خود بدان پاسخ دهد و آن پرسش اين است : شخصى صغير است و مقدار مالى را از پدرش به ارث برده است و بايد براى او سرپرستى تعيين گردد . اگر امر داير شود ميان اين‌كه مردى را سرپرست او قرار دهيم كه در تمام عمرش ، چه در كودكى و چه در بزرگى ، حتّى به اندازهء يك به هم‌زدن چشم معصيت خدا را نكرده و اين‌كه مردى را سرپرست او قرار دهيم كه مدّت زيادى خدا را معصيت كرده ، درحالىكه عاقل و بالغ بوده و آن‌گاه توبه نموده است ، آيا كدام يك از اين دو نفر را برگزينيم : اوّلى را يا دومى را ؟ براى اثبات عصمت اهل بيت عليهم السّلام ، همين بس كه خداوند در آيهء 33 سورهء احزاب به عصمت آنان گواهى مىدهد :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » .
ما دربارهء عصمت ، در تفسير آيهء 39 تحت عنوان « عصمت پيامبران » و نيز
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 370 | محمد جواد مغنية