كعبه را در سرزمينى بنا كرد كه نه آب داشت و نه گياه ، از خدا تقاضا نمود كه اين سرزمين را ، مكانى امن و امان قرار دهد و روزىهاى خود را به سوى آن سرازير كند .
البته نوع اين روزىها و سرزمينى را كه روزى از آنجا براى مكه فراهم شود ، مشخص نكرد ؛ چراكه مهم ، فراهم شدن روزى است ، حال هرچه باشد و از هرجا فراهم گردد . خداوند نيز دعاى ابراهيم عليه السّلام را مستجاب كرد و روزى مردم مكه را از اطراف و اكناف جهان سرازير نمود و مكه ، گذرگاه كاروانها و محلّ تجارت قرار گرفت . آيهء 57 سورهء قصص اشاره به همين موضوع دارد :
« أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ ؛
آيا آنانرا در حرم امن جاى ندادهايم كه همهگونه ثمرات در آن فراهم مىشود ؟ » .
سبب اينكه ابراهيم عليه السّلام تنها براى مؤمنان درخواست روزى كرد ، آن است كه خداوند به وى خبر داده بود : در ميان كسانى كه از نسل او مىباشند ، گروهى ستمگر وجود دارد و خدا امامت را به كسىكه ستم كند نخواهد داد .
« قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا » ؛
يعنى خداوند به ابراهيم گفت : من كافران و فاسقان را نيز روزى مىدهم ، چراكه روزى يك چيز است و امامت چيزى ديگر ؛ زيرا امامت عبارت است از : حكومت دينى در دنيا و اين امر ، ايمان و عدالت ، بلكه عصمت را اقتضا دارد ، امّا روزى همانند آب و هوا ، هم براى نيكوكار است و هم براى بدكار و گناه و معصيت اثرى در عمر و روزى ندارد ، بلكه اثر آن تنها در روز قيامت آشكار مىشود ، چراكه در اين روز است كه گناهكاران كيفر اعمالشان را مىبينند .