تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
دربارهء او نصّ خاص و قطعى وارد نشده باشد ، دروغگو خواهد بود . بهترين سخن در مورد ويژگىهاى امام ، سخن امام زين العابدين عليه السّلام است كه در صحيفهء سجاديه فرموده است : « خداوندا ، در هر زمانى دينت را به وسيلهء امامى تأييد كردى او را به‌سان پرچمى در ميان بندگانت و مناره‌اى در شهرهايت برافراشتى . پس از آن‌كه ريسمان او را به ريسمان خودت متّصل و او را وسيله‌اى براى رسيدن به بهشت قرار دادى ، فرمان‌بردارى او را جلب كردى و مخالفت با وى را ممنوع ساختى و به اطاعت از اوامر و نواهى او دستور دادى و اين‌كه نبايد كسى از امام جلو برود و يا عقب ماند - منظور آن است كه بايد از امام پيروى كرد - چراكه امام پناهگاه پناه‌جويان ، محلّ امنى براى مسلمانان ، ريسمان محكم مؤمنان و فرّ و شكوه پروردگار عالميان است » . آنچه در ضمن سخنان فوق آمده ، ويژگىهاى كسى است كه خدا او را به عنوان امام براى بندگان خود برمىگزيند . بديهى است كه امامت به معناى نبوت و وصايت ، اقتضاى عصمت را دارد و در هيچ حالتى از آن جدا نمىشود ، بلكه امامت عين عصمت است ، زيرا كور نمىتواند عصاكش كورى ديگر شود و نجاست نمىتواند نجاست را پاك كند و كسىكه برخودش بايد حدّ شرعى جارى شود نمىتواند بر ديگرى حد جارى كند . شيعه براى اثبات اين موضوع كه امام را تنها خداوند مىتواند تعيين كند به اين سخن خدا استدلال كرده است :
« جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ؛
تو را امام مردم قرار دادم » . و مؤيّد اين دليل ، سخن ابراهيم است كه از خدا تقاضا مىكند تا از نسل او امامانى قرار دهد . وقتى امامت مقامى باشد كه بايد خدا آن را به هركس كه بخواهد تفويض كند ، طبعا ثبوت اين مقام براى شخص ، نياز به نص از سوى خدا دارد . همچنين ، شيعه براى اثبات وجوب عصمت براى پيامبر و وصى او ، به سخن خداى تعالى :
« لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ؛
عهد من به ستمكاران نمىرسد » استدلال كرده
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 369 | محمد جواد مغنية