مىباشند ، مقام امامت را عطا كند ، چنانكه به خودش عطا كرده است . در اينجاست كه عاطفهء پدر به فرزند تجلّى و تبلور مىيابد ؛ چراكه اين سعادت بزرگ را براى برخى از فرزندانش خواستار مىشود ، درحالىكه آن را براى خود ، درخواست نكرده بود ، بلكه خداوند اين سعادت بزرگ [ مقام امامت ] را ابتداءا به وى داده بود .
قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ .
خداوند با اين سخن ، پاسخ ابراهيم عليه السّلام را مىدهد و مىگويد : از فرزندانت ، كسانى را امام و پيشوا قرار مىدهم كه همانند تو ، وفادار و پرهيزكار باشند ، زيرا هدف از نصب امام آن است كه وى از معصيت جلوگيرى كند .
بنابراين ، چگونه خود او معصيتكار باشد . من سخنى را دربارهء عدالت و دلسوزى امام براى امّت خود ، گوياتر از سخن حضرت على عليه السّلام نديدم . او درحالىكه خليفهء مسلمانان بود ، چنين فرمود : « ملّتها از ستم زمامدارانشان ، بيم دارند و من از ستم رعيّت خود ، بيم دارم » او فرمانروايى است كه از ستم فرمانبرداران خود بيم دارد و نيرومندى است كه از ديكتاتورى زيردستان خود مىترسد . على عليه السّلام يعنى كسىكه باك ندارد ، مرگ به سراغ او بيايد و يا او به سراغ مرگ برود ، اين على عليه السّلام درحالىكه در مركز قدرت و حكومت قرار داشت ، از رعيّت خويش مىترسيد . انتظار مىرفت كه قضيه برعكس باشد ، چنانكه معمولا چنين است ؛ امّا اين حالت على عليه السّلام بر خلاف معمول بود ، چنانكه تمام كارهاى او بر خلاف معمول بود و معجزه به شمار مىآمد .
امامت و انديشهء عصمت
واژهء « امام » در لغت به چند معنا بهكار مىرود كه برخى از آنها بدين قرارند : يكى راه ، زيرا او ، رهرو را به مقصد خود هدايت مىكند . ديگرى به معناى كسىكه مردم به وى اقتدا مىكنند ، خواه در هدايت و خواه در گمراهى . خداوند فرموده است :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ؛
« 1 » آنانرا امامانى قرار داديم كه به دستور ما هدايت
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 73 .