برمىگردد . اين ضمير در لفظ ، مؤخّر و در رتبه ، مقدّم است ؛ زيرا رتبهء فاعل ، مقدم بر رتبهء مفعول مىباشد . نحويان مىگويند : مقدّم كردن ضمير بر مرجعش ، هم در لفظ و هم در رتبه جايز نيست ؛ چراكه مرجع آن بايد يا در لفظ مقدّم باشد و يا در رتبه و جايز نيست كه مرجع آن ، هم در لفظ مؤخّر باشد و هم در رتبه .
تفسير
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ .
اديان سهگانه يعنى اسلام ، مسيحيّت و يهوديّت به نبوت پدر پيامبران ، ابراهيم خليل عليه السّلام اعتراف دارند و مشركان عرب نيز براى او احترام قائل بودند ؛ زيرا اوّلا ، نسب آنان به فرزند او ( اسماعيل ) مىرسد و ثانيا ، آنان خدمتگزاران و نگهبانان كعبه بودند ، كعبهاى كه ابراهيم و فرزندش اسماعيل آن را بنا كردند . « 1 »
خداوند سبحان بيان كرده است كه او ابراهيم عليه السّلام را به انجام تكاليفى نظير ذبح فرزندش - به عنوان نمونه - مأمور ساخت و او را امين و وفادار يافت . بنابراين ، معناى « أتمّهنّ » اين است كه ابراهيم عليه السّلام تكاليف الهى را امتثال و اطاعت كرد . خداوند ، ابراهيم عليه السّلام را در آيهء 37 از سورهء نجم ، به وفادارى توصيف كرده است :
« وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى ؛
و ابراهيم كه وفا كرد » .
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً .
خداوند در اين آيه به ابراهيم عليه السّلام بشارت مىدهد كه بدون درخواست وى ، مقام امامت را به او مىدهد ، تا پاداشى باشد براى اخلاص ، وفادارى و فداكارى او .
قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي .
اين جمله ، آرزو و دعاى ابراهيم عليه السّلام است كه از خداوند درخواست مىكند تا به برخى - من براى تبعيض است - از كسانى كه از نسل او
هامش
( 1 ) . صاحب البحر المحيط گفته است : ابراهيم سى و يكمين جدّ محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و او ابراهيم فرزند تارح فرزند ناجور ، فرزند ساروغ ، فرزند ارغو ، فرزند فالغ ، فرزند عابر است و اين آخرى هود پيامبر است و زادگاهش سرزمين اهواز مىباشد .