پاسخ : زمين و آسمانها هم عاقل را در خود دارند و هم غيرعاقل را و آيه متضمّن دو جمله است : يكى ، مالكيّت خداوند را بر آنچه در آسمان و زمين مىباشد ثابت مىكند و دومى ، فرمانبردارى آنها را از خدا . وقتى خدا خواست ملكيّت را بيان كند ، غيرعاقل را بر عاقل غلبه داد ؛ زيرا ملكيّت به غيرعاقل تعلّق مىگيرد و هنگامى كه اطاعت را اراده كرد ، عاقل را غلبه داد ؛ زيرا اطاعت جز از عقل و اختيار صادر نمىشود .
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
مبدع به معناى اختراعكننده است و مبتكر كسى است كه از ديگران تقليد نكند . از اين قبيل است سخن خدا :
« وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها »
« 1 » . بر اين اساس ، معناى جملهء فوق اين است : وقتى كه خداوند ايجادكننده و ابداعكنندهء آسمانها و زمين باشد ، چگونه مىتوان يكى از چيزهايى را كه در اين دو وجود دارد به عنوان پسر به او نسبت داد ؟
وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ .
اين جمله كنايه از عظمت و قدرت خداست و اينكه به صرف ارادهء او مقصودش تحقّق پيدا مىكند ، خواه چيزى وجود نداشته باشد و خدا آن را از عدم به وجود آورد و يا چيزى موجود باشد ، لكن ارادهء او به تبديل اين چيز به چيزى ديگر تعلّق بگيرد و درنتيجه ، متحوّل گردد . در تفسير آيات 26 و 27 در بخش « تكوين و تشريع » بيان كرديم كه خداوند دو اراده دارد : ارادهء تكوينى و ارادهء تشريعى - اگر طالب توضيح بيشترى هستيد به آنجا رجوع كنيد - از موارد ارادهء تكوينى خداوند آيهء 59 سورهء آل عمران است :
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ؛
مثل عيسى در نزد خدا ، مثل آدم است كه او را از خاك آفريد و آنگاه به او گفت : موجود شو پس موجود مىشود .
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 27 .