تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
پيشين به ساختارهاى فصيح و معانى بليغ قرآن ، بيش از باوراندن ارزش‌هاى دينى به خواننده اهميت مىداده‌اند ، بدان سبب بود كه در عصر آنها به دين و قوانين و ارزش‌هاى آن ، چنان‌كه در عصر ما معمول است ، تحقير و توهين نمىشد . بنابراين طبيعى است كه زبان تفسير در آن زمان بايد غير از زبان تفسير در اين زمان بوده باشد . . . مسائل بديعى و بيانى و ذكر چگونگى اسلوب و نظام عبارت‌پردازى قرآن را براى تفاسيرى چون كشاف زمخشرى ، البحر المحيط اندلسى ، و كسان ديگرى كه اين مباحث را مطرح كرده‌اند واگذاشتم » . ازاين‌رو نويسندهء الكاشف در ذيل آيهء
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ . . .
« 1 » مىنويسد : « در هر صورت ، ما در برابر شناخت تاريخ كعبه و تأسيس آن ، در پيشگاه خداوند ، نه مسئول هستيم و نه مكلف و نيز مأمور دانستن اين مطلب نيستيم كه ، آيا خانهء كعبه جزء بهشت است و يا قطعه‌اى از زمين ؟ آيا آدم و پيامبران پس از او در همين كعبه حج گزاردند يا نه ؟ آيا كعبه در هنگام طوفان [ نوح ] به سوى آسمان بالا برده شد و پس از طوفان به زمين فرود آمد ؟ آيا حجر الاسود را جبرئيل از آسمان آورد يا آن را آدم با خود از بهشت آورده و يا اين‌كه از كوه ابوقبيس گرفته شد ؟ و آيا اين سنگ براثر لمس كه گناهكاران سياه شده است ؟ و مطالبى از اين قبيل كه جز خبر واحد و يا روايت داستان‌سرايان و خرافه‌گويان مدركى ندارد . ما در برابر هيچ‌يك از مطالب گفته شده مسئوليت نداريم و شناخت آنها بر ما نه واجب است و نه مستحب نه عقلا و نه شرعا . و تحقيق دربارهء آنها براى ما نه سود دنيوى دارد و نه سود اخروى . اين‌گونه بحث‌ها ، زمانى به شدت مطرح بود ؛ لكن پس از مدتى باد آنها را برد و اگر كسى بخواهد آنها را بار ديگر زنده كند ، مانند كسى است كه سعى مىكند عقربهء ساعت را به عقب برگرداند » .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 127 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 35 | محمد جواد مغنية