تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
بر اثبات دروغ بودن و باطل بودن آنها اين است كه به « اسرائيل » نسبت داده مىشود » . براين اساس مغنيه از بيان ديدگاه‌هاى مفسرانى كه مستند آنها اسرائيليات است چشم مىپوشد . او در تفسير آيهء
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا . . .
« 1 » مىنويسد : « مفسّران در اين‌جا به درازا سخن گفته‌اند و بسيارى از اين سخنان مدركى ندارند جز اسرائيلياتى كه نه عقل آنها را تأييد مىكند و نه نقل . رازى حدود بيست صفحه در تفسير اين آيه نوشته است و درنتيجه معناى آيه را پيچيده‌تر و مشكل‌تر كرده است . صاحب مجمع البيان نيز همين كار را كرده است » . همو در تفسير آيهء
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ . . .
« 2 » نظريات مفسّران را دربارهء جنت ، حقيقت آن ، مكان آن و . . . ، برگرفته از اسرائيليات مىخواند : « عدّه زيادى از مفسّران به بحث دربارهء بهشتى كه آدم از آن بيرون آمد پرداخته و اين پرسش‌ها را مطرح كرده‌اند : حقيقت اين بهشت چيست و در كجا بوده است ؟ همچنين دربارهء درختى كه از آن نهى شده است پرسيده‌اند ؛ آيا آن درخت انجير بوده است يا گندم ؟ نيز دربارهء مارى كه ابليس در شكم آن داخل شد و مكانى كه آدم در آن فرود آمد سخن گفته‌اند ؛ آيا اين مكان ، هند بوده است يا حجاز ؟ و مطالب ديگرى از اين قبيل كه در اسرائيليات آمده و قرآن كريم بدان اشاره نكرده و در سنت پيامبر نيز از طريق صحيح ثابت نگرديده است و همچنين عقل نمىتواند به آنها شناخت پيدا كند » . مغنيه در تفسير آيات
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها . . .
« 3 » ،
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ . . .
« 4 » ،
إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 102 . ( 2 ) . همان ، آيهء 35 . ( 3 ) . همان ، آيهء 259 . ( 4 ) . ص ( 38 ) آيه‌هاى 21 - 25 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 32 | محمد جواد مغنية