تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
برخى مىگويند : « تيطس » به تشويق مسيحيان و به قصد انتقام از يهوديان ، بيت المقدّس را تخريب كرد . برخى از كسانى كه اعتقاد دارند آيه از حادثه‌اى كه اتفاق افتاده است خبر مىدهد ، مىگويند : اين آيه از واقعهء تخريب بيت المقدّس به دستور « بختنّصر » بابلى خبر مىدهد . در تفسير المنار چنين آمده است : « شگفت‌آور است كه ابن جرير طبرى در تفسير خود مىگويد : آيه به اتّحاد مسيحيان با بختنّصر بابلى در تخريب بيت المقدّس اشاره دارد ، حال آن‌كه حادثهء « بختنّصر » در حدود 633 سال پيش از وجود مسيح و مسيحيت به وقوع پيوست . « 1 » برخى از كسانى كه اعتقاد دارند آيه از حادثهء گذشته خبر مىدهد ، مىگويند : اين آيه دربارهء مشركان قريش نازل شده است ؛ زيرا آنان پيامبر و اصحابش را در داستان عمرهء حديبيه از ورود به مكه منع كردند . امّا كسانى كه براين نظريه‌اند كه آيه از وقوع حادثه‌اى در آينده خبر مىدهد ، نيز دچار اختلاف شده‌اند . برخى مىگويند : آيه اشاره دارد به حملهء صليبيان به بيت المقدّس و ديگر شهرهاى مسلمانان . برخى مىگويند : آيه از خراب شدن كعبه و جلوگيرى مردم از حج توسط قرامطه خبر مىدهد . آن‌گاه اين دو گروه گفته‌اند : آيهء مورد بحث از معجزات قرآن است ؛ زيرا از غيب خبر داده است . اين بود خلاصهء آنچه مفسّران گفته‌اند ؛ ولى ما بر هيچ‌كدام از اين گفته‌ها اعتماد نداريم ؛ زيرا نه دليل عقلى بر اثبات آنها وجود دارد و نه دليل نقلى كه بتوان به آن اطمينان كرد . ما به ظاهر آيه تكيه مىكنيم كه نه با عقل منافات دارد و نه دليل نقلى
هامش
( 1 ) . از باب تصادف اين اشاره طبرى را در همان روزى خواندم كه مقاله‌اى را دربارهء او در روزنامه مصرى الجمهوريه كه در تاريخ 5 مه 1967 منتشر شده بود خواندم . در اين مقاله از جمله چنين آمده بود : « بىترديد طبرى از بزرگان مورّخان اسلام است . . . و كتاب او كتاب مهمّى در تفسير مىباشد » . طبرى در سال 310 هجرى وفات يافت ؛ يعنى بيش از 1050 سال قبل . وقتى كهن‌ترين و موثّق‌ترين مورّخ و مفسّر چنين باشد ، چگونه مىتوان به ديگران اعتماد كرد ؟ و بر چه‌كسى بايد اعتماد كرد ؟