تفسير
اين آيه از آياتى است كه نظريّات متعدّدى در تفسير آن وجود دارد و ظاهر آن بر تهديد و وعدهء عذاب براى كسانى دلالت دارد كه براى مساجد ، بلكه براى مطلق عبادتگاهها احترام قائل نيستند و از آباد كردن و يا عبادت نمودن خدا در آنها جلوگيرى مىكنند ، يا براى ويران كردن و بلااستفاده قرار دادن اين مساجد و يا براى تعطيل شعاير دينى در آنها فعاليت مىكنند . تكليف الهى و انسانى هرفردى ايجاب مىكند كه عبادتگاهها را مقدّس بشمارد و با كمال احترام و فروتنى در آنها وارد شود ، از مجازات خدا بترسد و به پاداش او اميدوار باشد ، نه اينكه آنها را سبك بشمارد ؛ چراكه انسان به همين منظور ( پرستش خدا ) آفريده شده است . آنگاه خداوند بيان مىدارد كه هركس به عبادتگاهها آسيب وارد كند ، خدا او را در همين دنيا خوار و ذليل و در قيامت هم عذاب خواهد كرد .
خلاصه آنكه ظاهر آيه صرفا اين مطلب را بيان مىكند اگر كسى چنين كند ، خدا هم با او چنان مىكند . بنابراين ، آيه قضيهاى كلى است كه وجود واقعهء خاصى را ايجاب نمىكند ؛ واقعهاى كه در گذشته يا در زمان خطاب رخ داده و يا در آينده رخ بدهد ؛ ولى مفسّران گفتهاند : اين آيه به رويداد خاصى اشاره دارد . آنگاه اختلاف كردهاند كه آيا اين حادثه پيش از بعثت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله اتفاق افتاده يا پس از آن ؟
گروهى كه گفتهاند : آيه از حادثهاى خبر مىدهد كه پيش از بعثت اتفاق افتاده است ، باز هم در تعيين آن حادثه دچار اختلاف شدند . برخى از آنها مىگويند : آيه به آنچه از سوى « تيطس » رومى اتفاق افتاد اشاره دارد . وى در حدود هفتاد سال پس از فوت مسيح عليه السّلام وارد بيت المقدّس شد و آن را بهگونهاى ويران كرد كه حتّى سنگى روى سنگى باقى نماند . او هيكل سليمان را خراب كرد و برخى از نسخ تورات را سوزانيد .
اين در حالى بود كه حضرت مسيح عليه السّلام يهود را به وقوع اين حادثه هشدار داده بود .