قرآن به اين سخن پاسخ مىدهد ؛ اوّلا ، همان پاسخى را كه به يهود و نصارا داده بود به مشركان عرب نيز مىدهد ، به اين ترتيب كه حق به اشخاص و نامها و شهرتها بستگى ندارد و وارد شدن در بهشت به ايمان و عمل شايسته مربوط مىشود . ثانيا ، خدا طرفدار حق را از طرفدار باطل تشخيص مىدهد و هركدام را به سزاى اعمالش خواهد رساند .
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ .
هركس دين خود را حق مىداند
سؤال : پيروان هريك از اديان و گروهها ادّعا مىكنند كه حق با آنهاست و ديگران بر باطلند ، چنانكه يهود و نصارا و مشركان عرب چنين ادّعا مىكردند . بنابراين ، ما چگونه دروغگو را از راستگو تشخيص دهيم ؟
پيش از پاسخ دادن ، به عنوان مقدّمه بدين حقيقت اشاره مىكنيم كه هركس ادّعاى حق كند ، از دو حال بيرون نيست : يا از همان ابتدا به نظريهاش يقين دارد و بر آن پافشارى مىكند و احتمال خطا در آن نمىدهد و هيچ نوع دليلى را كه بر ضد عقيدهاش باشد نمىپذيرد ، و يا اينكه صرفا به دنبال حق است و براى يافتن آن جستجو و تلاش مىكند تا دليلى را بيابد و بدان تكيه نمايد و در عينحال ، تصميم دارد كه اگر حق را در طرف مقابل ببيند ، از آن تبعيّت و از نظريهء خود عدول كند ؛ چرا كه در پى حكمت است و هرجا آن را بيابد مىگيرد . ما بايد ميان اين دو نفر تفاوت قائل شويم ؛ زيرا اوّلى را نمىتوان با حجّت و منطق عقل قانع كرد ، بلكه جز روى برتافتن از وى ، چارهاى وجود ندارد و با دومى مىتوان به آسانى به تفاهم رسيد . همهء ما مىدانيم كه يك سلسله قضايايى وجود دارد كه روشن و بديهى است ، بهگونهاى كه حتّى دو نفر هم دربارهء آنها اختلاف ندارند ؛ از قبيل آسايش ، سعادت و گواراست ؛ نادارى ، مشكل و سخت است ؛ دوستى ، بهتر از دشمنى است ؛ همكارى ، بهتر از اختلاف است ؛ صلح ، بهتر از جنگ است ؛ دانش ، نور است ؛ نادانى ، تاريكى است ؛ عدالت ، حق است ؛