تنها از طريق عمل شايسته امكانپذير است نه از طريق كارهاى زشت و زيانآور ؛ چرا كه خدا از جايى كه معصيت مىشود ، اطاعت نمىشود .
وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ .
صاحب مجمع البيان به نقل از ابن عباس مىگويد : نصاراى نجران در نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با يهود به نزاع پرداختند . ازاينرو ، مردى از يهوديان به نصارا گفت :
شما چيزى نيستيد . مردى از نصرانيان نيز جواب داد : يهود چيزى نمىباشند . از اينرو ، اين آيه نازل شد كه سخن هركدام از ايندو گروه را در حقّ ديگرى ثبت كرده است .
دين از ديدگاه يهود و نصارا ، يعنى تأمين منافع
معروف است كه دين مسيحيت آشكارا مىگويد : مسئوليت به دار آويختن « خدا » به عهدهء يهوديان و نسلهاى بعدى آنهاست . با اين وجود ، پاپ رم در سال 1965 تلاش سختى انجام داد تا نسل فعلى و نسلهاى گذشتهء يهود را از پيامد به دار كشيدن مسيح عليه السّلام تبرئه كند و بدين منظور چهار كنفرانس تشكيل داد و با كليساى شرق درگير شد . هزينهء اين كنفرانسها به بيست ميليون دلار رسيد . تنها هدف برگزارى اين كنفرانسها ، سياسى يعنى تقويت دولت اسرائيل و پشتيبانى از مركزيت آن در فلسطين و سياستش در جهان بود ؛ به بيانى درستتر هدف ، تقويت استعمار و پشتيبانى از پايگاههاى او در شرق بهطور كلى و در كشورهاى عربى بهطور خاص بود . اين امر ، تنها نشاندهندهء آن است كه دين از ديدگاه برخى از آنان ، يعنى منافع مادى و بس . « 1 »
وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ .
يعنى يهود تورات دارند كه به آمدن عيسى مژده مىدهد و به نبوت او اعتراف مىكند . همچنين ، نصارا انجيل دارند كه به موسى و تورات او
هامش
( 1 ) . به بخش « سبب ، تأمين منافع است ، نه نژاد » در تفسير آيهء 96 از همين سوره نگاه كنيد .