تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

تفسير

يهوديان مدينه به وسيلهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله پيش از بعثت او ، خواستار پيروزى بر اوس و خزرج بودند و به آنان مىگفتند : فردا پيامبرى مىآيد كه ما صفات او را در تورات ديده‌ايم و او بر تمام عرب و مشركان پيروز مىشود . يهودىها عقيده داشتند كه اين پيامبر اسرائيلى است و نه عربى . ازاين‌رو ، وقتى خداوند ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله را از ميان عرب مبعوث كرد و نه از ميان ملّت يهود ، آنان به سبب نژادپرستى و تعصّب قومى ، نبوت او را منكر شدند و نپذيرفتند و نيز آنچه را خود دربارهء او مىگفتند انكار كردند . برخى از افراد اوس و خزرج به آنها گفتند : اى يهوديان ، شما كه ديروز به وسيلهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله ما را تهديد مىكرديد ، درحالىكه ما مشرك بوديم و اوصاف او را بيان مىكرديد و يادآور مىشديد كه او برانگيخته خواهد شد ، اينك ما به او ايمان آورديم و شما از گفتهء خود برگشتيد ؛ شما چرا از آنچه در آغاز مىگفتيد برگشتيد ؟ يهوديان پاسخ دادند : او براى ما چيزى نياورده كه ما او را بشناسيم و او همان پيامبرى كه ما براى شما مىگفتيم ، نيست . ازاين‌رو ، خدا آيهء زير را نازل كرد :
وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ .
يعنى وقتى قرآن براى آنان آمد ، به آن كافر شدند . جملهء « كفروا به » كه جواب « لمّا » است حذف شده ؛ زيرا جواب « لمّا » ى دوم بر آن دلالت دارد . قرآنى كه يهوديان به آن كافر شدند ، تصديقى است بر آنچه تورات آنها دربردارد ؛ يعنى مژده‌دادن به آمدن حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله . در اين صورت ، آنها با اين تكفير خود ، چيزى را تكذيب مىكنند كه آنان‌را تصديق مىكند و حتى آنها خودشان را به وسيلهء خودشان تكذيب مىكنند و اين ، شگفت‌آور نيست ؛ زيرا كسىكه خود و احساس خود را معيار حلال و حرام و دروغ و راست قرار مىدهد ، چنين‌كارى از او شگفت‌آور نيست و هركس چيزى را كه براى ديگران حرام