يَظُنُّونَ »
اين معنا را تأييد مىكند .
الويل : رسوايى ، اندوه ، ذلّت و خوارى ، از اين قبيل است : ويح ، ويس و ويب .
الايدى : جمع و مفردش « يد » است و « الأيادى » جمع الجمع مىباشد . اين واژه به معناى نعمتها ، زياد به كار مىرود .
اعراب
« ويل » مبتدا و خبر آن
« لِلَّذِينَ »
است ، و نيز جايز است منصوب خوانده شود بنابر اينكه در تقدير « جعل اللّه الويل للذين » باشد . تقدير گرفتن « جعل » بدان سبب است كه « ويل » از خود فعل ندارد . صاحب تفسير البحر المحيط ضمن بيان اين مطلب مىافزايد : هرگاه « ويل » اضافه شود ؛ نظير « ويل زيد » ، نصب از رفع بهتر است و هرگاه مفرد آورده شود ( اضافه نشود ) نظير « ويل لزيد » ، در اين صورت ، رفع بهتر است .
تفسير
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ ؛
يعنى گروهى از يهوديان بىسوادانى هستند كه چيزى از دين خدا نمىدانند و نهايت كار آنان حدس زدن و گمان است و بر علم اتّكا ندارند .
بديهى است كه اين وصف هرچند دربارهء يهوديان آن روز است ، ولى اين نكوهش هر نادانى را دربرمىگيرد كه خود را بهسان دانا جلوه مىدهد و كارى را كه شايستگى ندارد برعهده مىگيرد ؛ زيرا - به اصطلاح اصولىها - مورد مخصّص نيست .
تفسير ، اصول و قواعدى دارد
اين آيه آشكارا دلالت دارد بر اينكه تفسير كتاب و سنّت با حدس و گمان جايز