تفسير
برخى از يهوديان مدينه نفاق مىكردند و به مسلمانان دروغ مىگفتند . آنها به مسلمانان مىگفتند : ما به آنچه شما ايمان آوردهايد ايمان داريم و گواهى مىدهيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله در سخن خود راستگوست ، زيرا ما اوصاف و خصوصيات او را در تورات ديدهايم . وقتى همين گروه منافق با سركردههاى خود ديدار مىكردند ، اين سركردهها آنها را سرزنش مىنمودند و به آنان مىگفتند : چگونه آنچه را خدا عليه شما حكم كرده با مسلمانان و پيروان محمّد صلّى اللّه عليه و إله صحبت مىكنيد ؟ آيا نمىدانيد كه اين كار اقرارى است از خودتان عليه خودتان مبنى بر اينكه شما بر باطليد و آنان برحق ؟
أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ ؛
يعنى هرقدر منافقان بخواهند ، نفاقشان را پنهان سازند و سركردگان گمراه ، پيروان خود را توجيه كنند ، خدا همهچيز را مىداند و چيزى بر او پوشيده نيست . بنابراين ، هرآنچه را شما يهوديان در نيرنگها و توطئههاى خود پنهان مىداريد ، خدا پيامبرش را از آن باخبر مىكند و توطئه شما بر باد مىرود .