تحريك شود ، بهويژه كه آنان اهل كتابند و بالاخص كه اوصاف حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله در تورات آنها آشكارا و يا تلويحى آمده است .
وقتى كه يهوديان دعوت به اسلام را رد كردند و به دشمنى با حق و ادامهء كفر پاىفشردند ، خدا به پيامبر و اصحابش چنين خطاب كرد :
أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ ؛
آيا طمع مىداريد كه به شما ايمان بياورند ، درحالىكه پيشينيان همين يهوديان سخن خدا را همراه با نشانهها و معجزات از موسى عليه السّلام شنيدند و آن را تحريف و بروفق خواستههاى خود تأويل كردند و بهرغم اينكه حق را مىشناختند ، تصميم گرفتند با آن مخالفت كنند . وضعيّت يهود مدينه نيز همانند پيشينيان آنهاست .
پيشينيان اين قوم سخن خدا را تحريف كردند و مطابق ميل خود ، حلال را حرام و حرام را حلال قرار دادند . پسينيان نيز اوصاف محمّد صلّى اللّه عليه و إله را كه در تورات آمده است تحريف كردند ، تا حجّتى عليه آنان وجود نداشته باشد .
صاحب مجمع البيان مىگويد : « اين آيه نشان مىدهد كه گناه تحريف كردن شريعت چهقدر بزرگ است و نيز دلالت بر عموم دارد ، و بدعت در فتواها و قضاوتها و كليهء امور دين را دربرمىگيرد » .
ما بر سخن صاحب مجمع اين نكته را اضافه مىكنيم كه آيهء موردنظر علاوهبر مطلب فوق ، بر اين معنا نيز دلالت دارد كه هركس از گمراهى پيروى كند ، تنها به خود جنايت نكرده ، بلكه اثر اين كار او در تمام نسلها امتداد پيدا مىيابد و گناه عمل خود او و عمل كسىكه از گمراهى او پيروى مىكند - چنانكه در حديث شريف آمده است - به گردن اوست .