رويدادهاى برونى و تحقيق و كاوش دربارهء آنها رشد مىكند و با رشد آن ، انسان مىتواند بر اشياى خارجى تأثير بگذارد و آنها را برطبق نيازمندىها و خواستههاى خودش متحوّل سازد ، با اينكه مىدانيم اين اشيا در وجود خود مستقل و جدا از انديشه و ادراك انسان هستند . بنابراين ، بايد گفت : حركات انسان هم از درون نشئت مىگيرد و هم از برون ؛ يعنى هم از خود اوست و هم از رويدادهاى خارجى .
در اينجا نوع سومى هم وجود دارد كه من آن را از طريق تجربيات شخصىام به دست آوردم و نام آن را « توفيق در نيكى و رستگارى » گذاشتم . اين قسم از عمل ، نه از درون انسان سرچشمه مىگيرد و نه از رويدادهاى برونى ، بلكه از يك نيروى مخفى و از يك قدرت نيكوكارانه نشئت مىگيرد ؛ نيرويى كه بىنهايت است و در جهان ناشناخته و پنهان مىباشد ؛ ولى اين نيرو راه نيكى را براى برخى از افراد آماده مىسازد و بهطور مستقيم آنانرا به چيزى راهنمايى مىكند كه خدا را خشنود مىسازد آن هم از جايى كه خود هم نمىدانند .
بالطبع در اين قسم ، تنها كسانى با من موافقند كه به وجود خدا و حكمت او ايمان دارند و او را آنگونه كه شايسته است مىشناسند . من اعتراف مىكنم كه براى اين قسم ، يك ضابطهء كلى ندارم [ تا آن را ارائه دهم ] ؛ زيرا همانطور كه پيشتر گفتم ، از طريق تجربههاى شخصىام به آن راه يافتم . « 1 »
امّا پاسخ دومين سؤال و اينكه آيا مردم در غرايز و خصوصيات روحى همگى با يكديگر شريكند يا نه ، نياز به شرح و تفصيل دارد ؛ بدينترتيب كه خصوصيات روحى بر دوگونهاند :
هامش
( 1 ) . از حوادث عجيب و شگفتآور روزگار اينكه پس از نوشتن سخنان يادشده در جايى خواندم كه مارشال مشهور انگليسى ، مونتگمرى ، خودش را چنين وصف كرده است : او سرباز كوچكى است تحت فرمان يك نيروى غالب ، و او در جنگ پيروز نشد ، بلكه دست تقدير خواست تا پيروز گردد . و بدون ايمان به اين نيروى بزرگ و خردمند ، در هيچ ميدانى ، پيروزى برايش امكانپذير نخواهد بود . او به پيروزىاش در جنگ جهانى دوم و در جنگ « العلمين » اشاره مىكند . اين فرمانده ايمان دارد كه كمك نيروى مخفى زمينهء پيروزى او را بر « رومل » فراهم كرد ؛ مردى كه روباه صحرا ناميده مىشد و بزرگترين فرمانده نظامى آن زمان بود .