ديدن خداى تعالى
از آنجا كه در اين آيه آمده است :
« حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً » ،
به كشمكشى اشاره مىكنيم كه ميان پيروان مذاهب و فرقههاى اسلامى جريان دارد و آن اينكه آيا عقل ، ديدن خدا را با چشم ظاهرى امكانپذير مىداند و يا محال ؟
اشاعره - اهل سنّت - مىگويند : ديدن خدا با چشم از ديدگاه عقل امكانپذير است ؛ زيرا خدا موجود است و هرموجودى ديدنش ممكن مىباشد .
اماميه و معتزله مىگويند : ديدن خدا با چشم ظاهرى محال است ، هم در دنيا و هم در آخرت ؛ چراكه خدا نه جسم است و نه در جسمى حلول كرده و نه چيزى است كه در مكانى قرار دارد .
چون اين دو طايفه ديدن خدا را از لحاظ عقلانى محال مىدانند ، آياتى را كه در ظاهر بر امكان رؤيت خدا دلالت دارند ، بر رؤيت او با عقل و بصيرت حمل كردهاند و نه بر ديدن او با چشم سر و به تعبير فيلسوف بزرگ ، محمّد بن ابراهيم شيرازى ، معروف به ملّاصدرا و صدر المتألّهين : ديدن خدا با حقايق ايمان امكانپذير است نه با اعضاى بدن .
از جمله دلايل ملّاصدرا بر محال بودن ديدن خدا اين است كه « احساس شىء يك نوع حالت وضعى است براى جوهرى كه بتواند احساس كند ، در مقايسه با شيئى كه بهطور وضعى محسوس است . بنابراين ، اگر شيئى را كه فاقد اين وضعيّت است ، محسوس فرض كنيم درست همانند اين است كه شيئى را كه جهت ندارد ، فرض كنيم در جهتى قرار دارد » .
بهنظر من ، مقصود ملّاصدرا اين است كه چشم چيزى را نمىبيند ، مگر به دو شرط : نخست آنكه چشم قابليت ديدن را داشته باشد ، و ديگر آنكه خود آن چيز قابليت اين را داشته باشد كه با چشم رؤيت شود و اين امرى بديهى است ؛ زيرا اگر