تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
نمىشود كه هرفردى از بنى اسرائيل بر هركسىكه از آنان نيست برترى دارد ، بلكه كثرت پيامبران در بين آنها و براى آنها ، دليلى است عليه آنان ، و نه به نفع ايشان ؛ زيرا كثرت انبيا نشان‌دهندهء شدّت گمراهى آنان و نيازشان به انذار و بيم‌دادن بيشتر است .
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ .
يعنى هر انسانى در گرو عمل خودش مىباشد . ازاين‌رو ، نه ظاهرى وجود دارد و نه باطنى ، نه هميارى است و نه احساس دلسوزى : « روزى كه آدمى از برادرش مىگريزد و از مادرش و پدرش و از زنش و فرزندانش هركس را در آن روز كارى است به خودش مشغولش دارد » . « 1 »
وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ .
يعنى مقام و منزلت هر كس در روز قيامت كاملا همانند مرگ است كه هيچ واسطه‌اى باوجود آن سودى ندارد و فديه نيز هرچند زياد و ارزشمند باشد ، مفيد نيست و هيچ نيرويى جلو آن را نمىتواند بگيرد . به‌طوركلى ، چيزى جز رحمت خدا وجود ندارد .
« لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ؛
« 2 » هرآينه اگر پروردگارمان ، به ما رحم نكند و ما را نيامرزد ، يقينا از زيانكاران خواهيم بود » .

تكرار در قرآن مجيد

بار ديگر خداوند نعمتش را خطاب به قوم بنى اسرائيل يادآورى مىكند . اين آيه پس از پنج آيهء ديگر عينا تكرار شده است . البتّه ، اين تنها آيه‌اى نيست كه قرآن آن را تكرار كرده است ، بلكه چندين آيهء ديگر را در چند سوره - به‌ويژه آنها كه دربارهء بنى اسرائيل و رفتارشان با موسى عليه السّلام نازل شده‌اند - به صورت مكرّر آورده است . افراد زيادى دربارهء حكمت تكرار آيات مىپرسند و مفسّران در اين‌كه هدف از تكرار ، تأكيد مطلب است ، اتفاق‌نظر دارند .
هامش
( 1 ) . عبس ( 80 ) آيه‌هاى 34 - 37 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 149 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 210 | محمد جواد مغنية