پيامبران - چنانكه در ذهن ثابت و ريشهدار است - از لغزشها پاكند . بنابراين ، معناى سخن خداوند كه
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ »
چيست ؟ به همين دليل علما متوجّه شدند كه عملا نيازمند تحقيق دربارهء عصمت انبيا هستند و آنگاه اين آيه و آيات همانند آن را در پرتو نتايجى كه بهدست مىآورند توجيه كنند . ما ، در اينباره ، بهطور اجمال سخن مىگوييم تا سخن ما نسبت به تمام آنچه با اين موضوع ارتباط پيدا مىكند ، حكم اصلى كلى داشته باشد . معناى عصمت پيامبراين است كه او به حكم عقل ، از هرگونه خطا و گناه در تمام آنچه به دين و احكام آن مربوط مىشود پاك است و پيامبر از لحاظ پاكى و قداست و نيز آگاهى و شناخت به خدا و بندگان او به مقامى نايل مىشود كه با وجود آن ، مخالفت با دستور الهى از روى عمد يا سهو محال است . برايناساس ، هر كس كه عصمت را با اين معنا و با انواع گوناگونش كه در آينده خواهد آمد ، براى پيامبران ثابت مىكند ، آياتى را كه ظاهرشان با اين اصل تضاد دارد توجيه مىكند ؛ زيرا قاعدهء كلى اين است كه نقل را بايد برطبق آنچه عقل بدان آشكارا حكم مىكند تأويل كرد و هركس كه عصمت پيامبران را نفى مىكند ظاهر آيات را به حال خود باقى مىگذارد . علماى مذاهب دربارهء عصمت انبيا نظريّاتى دارند كه با اختلاف در اقسام زير ، تفاوت دارند :
1 . عصمت در عقيده و اصول دين ، يعنى منزّه دانستن پيامبر از كفر و الحاد و امثال آن . اين نوع عصمت براى هر پيامبرى به اجماع و بهطور بديهى ثابت است ؛ زيرا معقول نيست كه پيامبر به خدايى كه او را براى پيامبرى برگزيده ، كفر بورزد .
2 . عصمت در تبليغ و رساندن پيام از سوى خدا ؛ براى نمونه ، وقتى پيامبر بگويد :
خدا به اين چيز دستور داده و از فلان چيز نهى كرده ، فرمان خدا مطابق با گفتهء اوست .
شيعهء اماميه در ثبوت اين نوع عصمت براى هر پيامبر وحدتنظر دارند ؛ زيرا هدف از تبليغ ، واداشتن مكلّفان به حق است و اگر مبلّغ خطا كند ، نقض غرض