تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
به سببى كه خودشان آن را به وجود آورده و با كمال اراده و اختيار آن را انجام داده‌اند از آن بيرون آيند و اگر چنين نمىكردند تا ابد در بهشت مىماندند و بدون زحمت از نعمت‌هاى آن برخوردار مىشدند . و نيز حكمت الهى اقتضا كرد كه آدم و حوّا تا زمانى كه نسلى از آنها به وجود آيد به تلاش و فعّاليت مشغول شوند و همچنين نسل و اولاد آنها در زمين مستقر گردند . در همين حال ، آدمى در برابر تمام گفتار و كردار خود مسئول باشد ، چنان‌كه حكمت او ايجاب كرد كه آدم و حوّا پس از مرگ بار ديگر به بهشت بازگردند و در آن‌جا جاودان باشند . « 1 » سؤال : حكمت داخل شدن آدم به بهشت و آن‌گاه بيرون آمدنش از آن به سوى زمين و سپس بيرون آمدنش از زمين و بازگشت دوبارهء او پس از مرگ به بهشت چيست ؟ پاسخ : ممكن است حكمت اين باشد كه آدم به تجربه‌اى دست يازد كه او و فرزندانش يكى پس از ديگرى از اين تجربه سود ببرند و بهره گيرند و آن‌گاه او با اين تجربهء مفيد و سودمند به زمين بازگردد . منظور از تجربه اين است كه انسان بدون برنامه ، هرگونه كه دلش مىخواهد و بدون در نظر گرفتن مقياس و معيارى نمىتواند زندگى كند و كسىكه اين معيارها را رعايت كند ، درحالىكه به اراده‌اش تسلط داشته باشد و به دنبال هوس‌هاى نفسانى خود نرود ، در كمال آسايش و خوشى زندگى خواهد كرد و هركس كه ارزش‌ها را سبك بشمارد و در برابر خواسته‌هاى درونىاش ناتوان باشد ، گرفتار همان رنج و پشيمانى آدم خواهد گرديد و سختىها و دشوارىها به سراغش خواهد آمد .

عصمت پيامبران

مسلمانان در اين خصوص وحدت‌نظر دارند كه آدم عليه السّلام از پيامبران بوده است و
هامش
( 1 ) . در روايت آمده است كه به منظور احترام و تعظيم به مقام آدم عليه السّلام كنيهء او در بهشت « ابو محمّد » است و در بهشت ، هيچ انسانى جز او كينه ندارد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 194 | محمد جواد مغنية