نفع او حكم مىكنم . بنابراين ، كسىكه من به نفع او حكم مىكنم و حقّ برادرش را به او مىدهم ، نبايد از او چيزى بستاند و اگر چنين كند تنها پارهاى آتش نصيب او خواهد شد » . باوجود اين ، پيامبر در حكم خطا نمىكند ، مگر اينكه خطا - برفرض اينكه صورت بگيرد - به سبب خطاى در بيّنه ، يا در سوگند سوگند خورنده و يا در امثال آن باشد ؛ يعنى خطا از ناحيهء مستند حكم واقع بشود و نه از ناحيهء حاكم .
4 . عصمت در افعال پيامبران و سيرهء خاص آنان . ايجى در جزء هشتم كتاب المواقف مىگويد :
« حشويه ، ارتكاب گناهان كبيره نظير دروغ گفتن عمدى يا سهوى را براى پيامبران جايز دانستهاند . جمهور اشاعره - اهل سنّت - ارتكاب گناهان كبيره را در حال سهو جايز مىدانند و نه در حال عمد ؛ امّا گناهان صغيره حتّى در حالت عمد بر پيامبران جايز است چه رسد به حالت سهو » .
اماميه مىگويند : پيامبران در تمام اقوال و افعال خود معصوم هستند ، چنانكه در عقيده و تبليغ معصوم مىباشند . برآنان حتّى ارتكاب گناهان صغيره محال است ، تا چه رسد به گناهان كبيره ، و گناه اعم از گناه سهوى يا عمدى مطلقا از پيامبران سر نمىزند ، چه پيش از دوران نبوت و چه پس از آن .
اماميه هر آيهاى را كه ظاهرش با اين اصل موافق نباشد تأويل مىكنند . آنها دربارهء خوردن آدم از درخت بهشتى مىگويند : اين نهى از نوع تحريمى و تعبّدى نيست ، چنانكه در « لا تزن » و « لا تسرق » چنين مىباشد ، بلكه اين نهى براى ارشاد و نصيحت است ، همانند اينكه به كسىكه مىخواهى دربارهاش احسان كنى ، مىگويى : اين لباس را نخر ؛ زيرا كيفيّت خوبى ندارد . اگر وى سخن شما را گوش نكرد ، حرامى مرتكب نشده و به كسى ستم نكرده و تنها به خودش ستم كرده و كارى را كه بهتر بود انجام مىداد انجام نداده است . بديهى است كه خوردن از آن درخت باعث ستم بر هيچ انسانى ، جز بر خورنده نبوده است ، بنابراين ، توبهء آدم توبهاى است از انجام دادن يك
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٩٧