بديهى است كه هدايت به مجرّد بيان ، مستلزم توفيق در عمل نيست ، بلكه گاهى ممكن است شخصى بر عمل به هدايت توفيق پيدا نكند . از اين قبيل است سخن خدا كه مىفرمايد :
« لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ » ؛
« 1 » يعنى تنها به عهدهء تو بيان است ، خواه آنان به هدايت تو عمل كنند و يا نكنند .
4 . پاداش : همانند آيهء
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ »
« 2 » كه بدين معناست : آنانرا به سبب ايمانشان پاداش مىدهد . و همچنين است آيهء
« يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ ؛
« 3 » خدا كسى را كه به سوى او برگردد به سوى خويش هدايت مىكند » .
5 . از هدايت ، ارشادكننده و بيانكنندهء اراده مىشود ؛ زيرا هدايت به وسيلهء او حاصل شده است و در آيهء
« يَهْدِي بِهِ كَثِيراً » ؛
خدا گروه كثيرى را با قرآن هدايت مىكند ، نيز همين معنا مراد است . صاحب مجمع البيان مىگويد : « معناى
« يَهْدِي بِهِ كَثِيراً »
اين است : به وسيلهء آن ، كسانى را كه ايمان آوردهاند و گفتهاند اين در جاى خودش است هدايت مىكند ، و از آنجا كه خدا هدايت كرده ، به او نسبت داده شده است » .
6 . حكم به هدايت يافتن كسىكه هدايت شده و نامگذارى او به « مهتدى » ، چنانكه مىگويند : « عدّله القاضى ؛ قاضى به عدالت او حكم كرده است » . اين معنا را مىتوان به خدا نسبت داد .
گمراهى نيز معانى متعدّدى دارد :
1 . به اشتباه انداختن ، ايجاد ترديد ، به فساد انداختن و جلوگيرى از دين و حق : اين معنا به هيچ روى به خدا نسبت داده نمىشود ، بلكه به ابليس و پيروانش نسبت داده مىشود و از اين قبيل است سخن خداى تعالى كه به نقل از ابليس مىگويد :
« وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 272 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 9 .
( 3 ) . رعد ( 13 ) آيهء 27 .