خدا با اين مثلها بندگانش را آزمايش مىكند . ازاينرو ، بسيارى بدانها گمراه و بسيارى بدانها هدايت مىشوند » .
تفسير
خلاصهء معناى اين دو آيه آن است كه خداوند از مثل زدن به چيزهايى كه نادانان و كمخردان آنها را حقير مىشمارند ؛ نظير عنكبوت ، پشه ، مگس و . . . خوددارى نمىكند ؛ زيرا او آفرينندهء هرچيز و پروردگار آنهاست و در نزد او بال يك پشه با تمام جهان برابر است .
بهعلاوه ، ضرب المثلها در تمام زبانها وجود دارند و مقصود از آنها آن است كه انديشههاى مجرّد ، از طريق مقايسه با اشياى محسوس آشكار گردد و هرچيزى كه اين هدف را تحقّق بخشد ، مىتوان به آن مثل زد ، خواه كوچك باشد خواه بزرگ ، چرا كه از اين طريق بر تمام مخالفان و دشمنان ، حجّت تمام مىشود .
خدا با اين مثلها مردم را امتحان مىكند ، چنانكه با دلايل و آيات ديگر آنها را مورد آزمايش قرار مىدهد . بسيارى از آنان بدانها عمل مىكنند و بسيارى نيز از آنها روى برمىتابند . كسانى كه بدانها عمل مىكنند مؤمنان و پاكان هستند و كسانى كه از آنها روى برمىتابند ، گناهكاران و گمراهان مىباشند . اگر هدايت و گمراهى به خدا نسبت داده شود درست خواهد بود ؛ زيرا اوست كه مثلها را زده است ؛ مثلهايى كه براى آنانكه از آنها پند مىگيرند رحمت است و براى كسانى كه پند نمىگيرند نقمت محسوب مىشود .
خوب است براى توضيح اين مطلب مثالى را بياوريم : فردى به دانشمندى كه به سبب دانش خود به بالاترين مقام رسيده است حسد مىورزد و حسد او به مرحلهاى مىرسد كه موجب بيمارى جسمى و روانى وى مىشود - امير مؤمنان عليه السّلام مىگويد :
« سلامت بدن از كمى حسد است » - در اينجا درست است كه از باب مجاز بگوييم : آن