تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ ؛
« 1 » هرآينه آنها را گمراه مىكنم و با آرزوها سرگرم مىنمايم » . و نيز مانند آيهء
« وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ ؛
« 2 » فرعون قومش را گمراه كرد » . و آيهء
« وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ ؛
« 3 » سامرى - رئيس گوساله‌پرستان - آنها را گمراه كرد » . 2 . مجازات : در قرآن آيات زيادى است كه به همين معنا مىباشد . برخى از اين آيات عبارتند از :
« يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ » ،
« 4 »
« وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ »
« 5 » و
« كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ » .
« 6 » معناى اين آيات اين است كه خداوند كافران ، ظالمان و دروغگويان را مجازات مىكند . 3 . حكم به گمراهى شخص و گذاشتن نام گمراه بر او ؛ نظير اين‌كه بگويى : او را فلانى گمراه كرده است . اين سخن وقتى گفته مىشود كه شخص ، ديگرى را به گمراهى نسبت داده و از زمرهء گمراهان به حسابش آورده باشد . اين معنا بر خداوند نيز جايز است . 4 . انسان را به خود واگذاشتن : براى نمونه اگر كسى فرزندش را مورد عنايت قرار ندهد و او را تربيت نكند ، درست است كه گفته شود : « أضلّه أبوه ؛ او را پدرش گمراه كرده است » . 5 . گم كردن : چنان‌كه مىگويى : « أضلّ فلان ناقته ؛ فلانى شترش را گم كرده است » . اين معنا نيز به خدا نسبت داده نمىشود . 6 . آزمايش كردن ، به نحوى كه هنگام بيان ، كه خداوند بندگانش را با آن آزمايش مىكند ، گمراهى حاصل مىشود . صاحب مجمع البيان مىگويد : « مقصود آن است كه
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 116 . ( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 79 . ( 3 ) . همان ، آيهء 85 . ( 4 ) . غافر ( 40 ) آيهء 74 . ( 5 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 27 . ( 6 ) . غافر ( 40 ) آيهء 34 .