« بَعُوضَةً »
باشد . و نيز ممكن است
« ما »
اسم مبهم و به معناى شىء باشد و در اين صورت ، مفعول است براى
« يَضْرِبَ »
و
« بَعُوضَةً »
بدل آن و
« مَثَلًا »
مفعول دوم كه بر مفعول اوّل مقدّم شده است و تقدير اين است : « إنّ اللّه لايترك جعل شيء من الأشياء مثلا حتّى و لو كان هذا الشيء بعوضه » . مصدر مؤوّل از
« أَنْ يُوصَلَ »
بدل از ضمير « به » و به معناى « يقطعون ما أمر اللّه بصلته » است .
هدايت و گمراهى
واژهء « هدايت » به چند معنا به كار مىرود :
1 . بيان و ارشاد : بسيارى از آيات هدايت در قرآن به همين معناست ؛ نظير آيهء
« وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى ؛
« 1 » و چهچيز مردم را از ايمان آوردن منع كند زمانى كه آنها را هدايت آيد » . در اين آيات ، هدايت به معناى بيان است و بيان خدا نيز به آنچه پيامبران آوردهاند و يا آنچه خداوند بدان آشكارا دستور داده ، بهگونهاى كه ترديدى در آن راه نداشته باشد ، منحصر مىشود .
2 . پذيرفتن اندرز و بهرهگيرى از آن : از اين قبيل است آيهء 108 سورهء يونس :
« قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها ؛
بگو : اى مردم ، شما را حق از جانب پروردگارتان آمده است ، پس كسىكه هدايت را بپذيرد پس همانا به نفع خويش پذيرفته است ، و كسىكه گمراه شود پس همانا بر ضرر خويش گمراه شده است » .
3 . توفيق و عنايت ويژه خداوند : نظير آيهء
« وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
« 2 » و آيهء
« وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ »
« 3 » كه در اين دو آيه معناى هدايت اين است كه خدا او را توفيق مىدهد تا به هدايت عمل كند و راه به سوى آن را برايش آماده سازد .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 94 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 272 .
( 3 ) . حج ( 22 ) آيهء 16 .