تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
هستند » . « 1 » امّا منافقان گرچه به همين دليل و يا همانند آن ، حق را انكار كردند ؛ ولى به سبب بيم و نيرنگى كه داشتند ، در ظاهر ، خودشان را تسليم حق وانمود مىكردند و در باطن ، دشمن آن بودند . ازاين‌رو ، آنها بدتر از كافران بودند ؛ زيرا ظاهر كافران با باطنشان سازگارى داشت و در اعلان كفر و دشمنى راستگو بودند ؛ نظير كسىكه آشكارا در راه عمومى و ملأعام شراب مىنوشد ؛ ولى ظاهر منافقان با باطن آنها تضاد دارد همانند شخص خونخوارى كه چون قدّيسان پشمينه دربركند . مفهوم اين نيرنگ آن است كه نه دين مىتواند جلو انسان منافق را بگيرد ، نه عقل ، نه حق و نه عدالت و مادام كه دور از چشمان مردم قرار داشته باشد ، هيچ‌چيز وجدان او را بيدار نمىكند ، و كسىكه چنين باشد دشوار است كه به كار نيك بازگردد . ازاين رو ، خدا منافقان را در اين آيات به نيرنگ ، غفلت ، بيمارى قلب ، كم‌خردى ، غرور ، پيروى از هواىنفس ، ناپاكى و پافشارى در گمراهى وصف مىكند ، و نيز [ امروزه ] مردم آنها را به‌نام ستون پنجم ، مزدوران پست ، فسادكنندگان و رياكاران ياد مىكنند . منافقان ، همان‌گونه كه در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و پيش از آن وجود داشتند ، در عصر حاضر نيز وجود دارند و در ميان نسل‌هاى آينده نيز خواهند بود ، ولى در هرجا كه باشند ، حتّى در قبرهايشان ملعون هستند و چنانچه پيروزى نصيب آنها شود موقّتى است ؛ امّا پيروزى راستگويان و اخلاص‌ورزان پايدار است . از چيزهاى شگفت‌آورى كه دربارهء منافقان خواندم ، سخنى از محيى الدين ، معروف به ابن عربى است كه ، در جزء چهارم كتاب فتوحات مكيه آمده است : « چه‌قدر خداوند زيبا سخن گفته است :
" يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ ؛
« 2 » آنان از مردم پنهان مىكنند " ؛ زيرا مردم به‌طور فطرى فراموش‌كارند و از خداوندى كه نه گمراه مىشود و نه فراموش مىكند ، [ كارهايشان را ] پنهان نمىدارند ، درحالىكه بهتر است ، قضيّه بر
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 111 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 108 .