تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
سؤال : اگر مردم ، عملى را حرام بدانند ، و نيز شخصى ميان خود و خدا براين عقيده باشد كه اين عمل مباح است و هيچ ضررى ندارد و به سبب ترس از سخن مردم ، مخفيانه آن را انجام دهد ، آيا چنين شخصى منافق و رياكار است ؟ وانگهى آيا بر او واجب است كه عقيده‌اش را براى مردم بيان كند ؟ آيا وى چنانچه در برابر خطايى كه مردم مرتكب مىشوند ساكت بماند مسئول است ؟ پاسخ : اگر اين شخص عملى را كه به مباح بودن آن اعتقاد دارد انجام دهد ، اشكالى ندارد و مادام كه وجدانش از انجام دادن اين عمل راحت باشد ، از زمرهء منافقان و رياكاران محسوب نمىشود ؛ زيرا تكليف شخصى او به وجدانش مربوط مىشود نه به وجدان مردم و حتّى اگر درواقع خطا هم بكند معذور خواهد بود ؛ چراكه در خطا ، گناه و ايرادى وجود ندارد . امّا بيان حقيقت از باب امر به معروف و نهى از منكر برايش واجب است ؛ زيرا فرض بر آن است كه خطاى مردم ، خطا در شناخت حكم است و نه خطا در تشخيص موضوع . « 1 » آياتى كه ما درصدد تفسير آن هستيم دربارهء منافقانى سخن مىگويد كه دليل اثبات نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و اثبات حق بر آنان اقامه شده است ؛ ولى باوجود اين آنها به سبب دشمنى و سركشى ، همچنان بر انكار حق پاى مىفشارند ، چنان‌كه اين دليل ، بر مشركانى كه با پيامبر دشمنى ورزيدند و جنگيدند نيز اقامه شد . تفاوتى كه ميان مشركان و منافقان وجود داشت ، اين بود كه مشركان ، دشمنى خود را با حق اعلان كردند و با كمال جرئت و آشكار گفتند : ما از حق پيروى نمىكنيم ؛ زيرا نادارها از آن پيروى مىكنند و بدان ايمان آورده‌اند : « گفتند : آيا به تو ايمان بياوريم و حال آن‌كه فرومايگان پيرو تو
هامش
( 1 ) . براى نمونه ، اگر انسانى را ببيند كه گوشت خوك مىخورد و مىداند كه آن گوشت خوك است ؛ ولى نمىداند كه خوردن آن حرام است ، بر شما واجب است كه او را به حكم خدا ارشاد كنيد و بيان نماييد كه آن حرام است ؛ امّا اگر آن شخص حكم را مىداند ، ولى معتقد است كه اين گوشت ، گوشت گوسفند است . در اين صورت ، بر شما واجب نيست كه موضوع را بيان كنيد ؛ زيرا او معذور است . شخص اوّل را جاهل به حكم و دوم را جاهل به موضوع مىنامند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 149 | محمد جواد مغنية