طى سيزده آيه بيان نموده ، درحالىكه در وصف كافران ، به دو آيه بسنده كرده است و حتّى دربارهء منافقان يك سورهء كامل فروفرستاده است . آيات مذكور همانند آيهء
« وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
« 1 » كاملا روشن است و نياز به تأويل و تفسير ندارد . ازاينرو ، به بيان بخش ذيل بسنده مىكنيم :
منافق كيست ؟
هر فردى خواهان اين است كه مورد توجّه و احترام مردم باشد و دستكم [ آنكه مردم ] از كارهاى او خرده نگيرند و او را مذمّت نكنند ، بهويژه اگر موفّقيت او در زندگى و شغلش به اعتماد مردم به او بستگى داشته باشد . ازاينرو ، سزاوار است كه به ضمير هر انسانى كه خصوصيت يادشده را دارا باشد ، شك و ترديد كرد ، هرچند در كارهايش چيزى كه موجب ترديد شود ، آشكار نگردد ؛ زيرا انسانى كه شيفتهء تأمين منافع خود مىباشد ، هميشه در معرض نيرنگ و ريا قرار دارد . اگر دليل ، اطلاق نمىداشت ، اين مورد را از قاعدهء « حمل فعل و كار مسلمان بر صحّت » استثنا مىكردم . « 2 »
در هرصورت ، هركس كه كار خود را از مردم پنهان نمايد و به چيزى تظاهر كند كه در او نباشد و از كنار رفتن پرده از روى حقيقت خود ، بيم داشته باشد ، دروغگو ، منافق ، رياكار و نيرنگباز خواهد بود ، حتّى اگر اعتماد همهء مردم را به خود جلب كند ، بلكه اگر روزى پرده نيرنگ از او برداشته شود ، گناهش دوچندان مىگردد ، و اين اعتماد در نزد خدا و مردم ، وبالى برعهدهء او خواهد بود .
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 282 .
( 2 ) . فقها بر قاعدهاى وحدتنظر دارند كه نام آن را « حمل فعل مسلمان بر صحّت » گذاردهاند . مثالى كه مىتوان براى اين قاعده ارائه داد اين است : اگر فردى را ببينيد كه مايعى را مىنوشد و شما نمىدانيد كه آيا آن مايع حلال است يا حرام و يا اينكه مىدانيد كه حرام است ؛ ولى شك مىكنيد كه آيا اين مايع را به سبب معالجه مىنوشد ، يا حرمت آن را نمىداند و يا به بهانهء ديگرى آن را مىنوشد ، وظيفهء شما اين است كه اين عمل را بر صحّت حمل كنيد ، مگر اينكه عكس آن ثابت شود .