آسمانها و زمين و نيز اخلاص او در تمام كارهايش را تقويت كند :
« وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » .
« 1 »
هركس نماز را ترك كند ، درحالىكه منكر آن باشد ، مرتد است ؛ يعنى از اسلام برگشته است و اگر نماز را به سبب اهمّيت ندادن به آن ترك كند ، فاسق است و مستحقّ مجازات . با اين بيان ، معناى سخن امير مؤمنان عليه السّلام در نهج البلاغه را بهدست مىآوريم :
« پيامبر خدا نماز را به حمّه ( چشمهء آب گرم ) تشبيه كرد كه بر در خانهء شخص باشد و وى در شبانهروز ، پنجبار خود را در اين چشمه بشويد . در اين صورت ، هيچ چركى بر تن باقى نمىماند » ؛ بدين معنا كه مواظبت بر نماز ، دل را از آلودگى ارتداد و فسق پاك مىكند ، چنانكه شستشو دادن ، جسم را از آلودگىها پاك مىسازد . به راستى كه چه چيزى از كفر و فسق آلودهتر است ؟ !
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ .
واژهء « انفاق » در اينجا تمامت آنچه را انسان در راه خير مىبخشد دربرمىگيرد ، خواه زكات باشد و يا چيزى ديگر . ترديدى نيست كه بخشش در راه خير ، ذاتا امرى است پسنديده ؛ ولى سؤال اين است كه آيا غير از زكات و خمس ، چيز ديگرى هم [ به عنوان انفاق ] در اموال واجب است يا نه ؟
در طريق اهل سنّت از « ترمذى » و در طريق شيعه از كافى نقل شده كه در اموال ، حقّ ديگرى نيز تعلّق مىگيرد . امام صادق عليه السّلام اين حق را چنين تفسير كرده است :
حقّ يادشده چيزى است كه شخص آن را به اندازهاى كه مالك است ، كم يا زياد ، از مال خود مىپردازد و براى اثبات اين موضوع به آيهء نوزدهم از سورهء ذاريات استدلال مىكند : « در اموالشان براى سائل و محروم حقّى است » و نيز به آيهء 24 سورهء معارج : « و آنانكه در اموالشان حقّى است معيّن براى گدا و محروم » .
جز اينكه بيشتر علما اين آيات را بر استحباب حمل كردهاند نه بر وجوب ، مگر
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 79 .