معنوى انسان . امّا هدف آن عبارت از اين است كه انسان ، بهگونهاى زندگى كند كه هم خود راضى باشد و هم مورد رضايت ديگران باشد .
گفتنى است كه اسلام براى عقل و دانش سودمند ، احترام قائل است و بر فراگيرى آن تشويق مىكند و آن را بر هر مرد و زن مسلمان امرى لازم مىداند و مقام اهل دانش را بالا مىبرد . ازاينرو ، مسلمان بايد اعتقاد داشته باشد كه دانش درست و عقل سالم ، هيچگونه تضادى با اسلام ندارد و در احكام اسلامى با آن منافاتى نيست . عدم تضاد و منافات با عقل سالم شرط اساسى براى اسلامى بودن حكم است . امّا اينكه عقل و يا علم تجربى بتواند بهطور مستقل حكم اسلامى را بهدست آورد ، جزء شرطهاى احكام اسلامى نخواهد بود .
سؤال : از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده كه فرمود : « اصل دين من ، عقل است » . اين روايت در ظاهر دلالت دارد كه عقل ، تمام احكام دينى و اسلامى را مىشناسد ؟
پاسخ : محور اصلى اسلام عبارت است از : الوهيّت و نبوت . و تمام معارف و احكام اسلام از اين دو اصل سرچشمه مىگيرند . راه شناخت اين دو نيز عقل است . « 1 »
بنابراين ، معناى حديث شريف اين است : اسلامى كه بر دو محور الوهيّت و نبوت مىچرخد ، در اثبات اين دو محور بر عقل تكيه كرده است ، نه بر تقليد و پيروى كوركورانه و نه بر خرافات و افسانهها .
وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ .
گاهى يك مقام دولتى شخصى را مجبور مىسازد كه در يك شهر معيّن اقامت كند و او را از رفتن به جاى ديگر منع مىكند و نيز وى را ملزم مىنمايد كه هرروز در ادارهء مخصوص حاضر شود تاوجودش در آن شهر را ثابت كند و اگر اين شخص تخلّف كند مسئول خواهد بود .
اسلام براى مؤمن طرح ويژهاى ريخته كه با آن روزى پنجبار ، ايمانش به آفرينندهء
هامش
( 1 ) . خداوند با عقل ، از طريق جهان هستى شناخته مىشود و پيامبر با عقل از طريق معجزه .